أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

283

قانون ( فارسى )

گرم مىشود ، روغنى است كه تركهاى ناشى از سرما را زود بهبودى دهد . ورم و جوش : بيخش جوشها را از بين مىبرد . افشره‌اش ورم سخت را نرم كند . آماس سپرز را فرونشاند . تر و خشك اين گياه داروى خنازير و زخم است و گرى خشك را علاج است . زخم و قرحه : بيخ اين گياه را تنها يا با سركه و عسل مخلوط كنند و به كار برند زخمها را قبل از اينكه كهنه شوند شفا دهد . اگر آب‌پزش را سرشويه كنند قرحه‌هاى سر را خوب مىكند . مفاصل : ضماد گذاشتنش در علاج پيچش عصب و نقرس مفيد است . سر : با شراب آميزند بدمستى بسيار مىآرد . آبش را در بينى كنند سر را مىپالايد . آب‌پزش سرشويه شود قرحه‌هاى سر را شفا دهد و سردرد سرد را تسكين دهد . چشم : آبش كه با عسل باشد در چشم كشند يا در بينى كنند در علاج آب كه در چشم پديد آيد و در علاج ضعف ديد مفيد است . سينه : بعضى بيخ آن را علاج برنشيت مىدانند و به بيمار مىخورانند . اندامان غذا : با سركه بر سپرز نهند . اندامان راننده : با ( ادرومالى ) بخورند بلغم و كيموس آبكى را بيرون آورد . خوردن و برداشتنش حيض را ريزش دهد . بعضى پندارند كه تر اين گياه بچه‌انداز است و اگر به گردن يا به بازو بندند مانع حمل مىشود . بوسيلهء پشم برمىدارند اسهال‌آور است . اگر ناف و بالائيهاى شكم و پهلو را بدان بيندايند ملين است و بچه مىاندازد و بچه را در زهدان مىكشد . و افشره‌اش در اين‌باره قوىتر است . آب اين گياه را با سركه بياميزند و بر مقعد برآمده ريزند به جاى خود بازمىگردد . افشره‌اش دهانهء رگهاى داخل پيزى را مىگشايد . خوردن و برداشتن بيخش سبب ريزش خون حيض است . پنج درهم از بيخ اين گياه را با عسل مخلوط كنند و يكباره چهار درخمى بخورند بسيار مسهل است . زهرها : همراه شراب خورند پادزهر داروهاى سمى و بويژه پادزهر خرگوش دريايى است . فقاع ( فوگان ) : مشهور است . گزينش : فوگان خوب آن است كه از ميده و نعناع و كرفس بسازند . هر آنچه از نان پخته درست مىكنند نه چون آن است كه از نان درست شده از خمير فطير گيرند . خاصيت : بادزا است ، بدغذا است ، خلط بد پديد آرد . به اندام جانور زيان مىرساند و در اين اثر به حدى است كه دندان فيل را در آن مىگذارند نرم مىشود و مىتوانند به آسانى بر آن كار كنند . اما فوگانى كه از نان ميده و كرفس و نعناع درست مىكنند كيموس خوب دارد و با گرم‌مزاجان بسيار سازگار است . مفاصل : براى عصب بسيار بد است . سر : زيان به پردهء مغز مىرساند . اندامان غذا : آنچه از نان ميده است براى معدهء گرم خوب است . اندامان راننده : اگر از جو درست كنند به زيان گرده و آبدان است و بول را ريزش دهد . فسوريقون : مردار سنگ را با دو برابر زاج سفيد مخلوط مىسايند و در سركهء بسيار تند مىريزند و در ديكى تازه مىكنند و سر ديك به گل مىگيرند و در گرماى سخت مدت چهل روز در سرگين دفن مىكنند كه فسوريقون مىشود و داروى گرى است . خاصيت : از زاج زرد خشكنده‌تر و از آن كم‌گزش‌تر و لطيف‌تر است . قرحه : داروى گرى است . فليلون : به عقيده ديسقوريدوس : گياهى است در سنگلاخها رويد . نر و ماده دارد . ماده را بلعون گويند كه