أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
278
قانون ( فارسى )
تكهكننده است . سر : افشرهاش علاج درد هميشگى گوش است . گوش را از چرك پاك كند . منفذهاى بندآمدهء گوش را باز كند . درد كهنهء گوش را دوا كند . چشم : افشرهاش با عسل ديد را تقويت مىنمايد . سينه : به وسيلهء خون برآوردن سينه و شش را مىپالايد . اندامان غذا : در باز كردن بندآمدنيهاى كبد و سپرز بسيار مفيد است . اندامان راننده : حيض را بيرون ريزد و زهدان را مىپالايد . زهرها : با نمك ضماد شود پادزهر سگ هار است . فودنج ( پونه ) : پونه چندين نوع دارد : پونهء كنار آبى ، پونهء كوهى كه بلنديش به بلندى زوفا و برگش به برگ زوفا شبيه است . پونهاى كه آن را ( غليجن ) گويند ، پونهء شاك كه همچون ساير انواع پونه تند است و تأثير شربت آن چون شربت آويشم است . پونه گوهرى است لطيف ، پونهء كوهى از پونهء جويبارى قوىتر است . خاصيت : از تندى و تلخى كه پونه دارد بسيار نرمكننده است و بويژه پونهء كوهى در نرمش دادن مؤثرتر از جويبارى است . خون را به سوى پوست مىكشد . قرحهآور است . پونه را تنها خورند عرقريز است و بسيار گرمىبخش . مواد را از ژرفاى تن جذب مىكند . تكهكننده و خشكاننده و گرمكننده است . آرايش : پونه و بويژه پونهء سبز را با شرابى بپزند و بر پوست نهند لكههاى سياه و لكههاى خونى كه در زير پلكها پيدا مىشود از بين مىروند . مفاصل : آبپزش را بخورند ؟ كوفتگى ماهيچه و پيرامونهاى ماهيچه را بر طرف كند . ضماد پونه كه پوست را مىسوزاند داروى عرق النسا است . ضماد پونه مزاج اندام را تغيير دهد . جاذبى است كه از ژرفا جذب مىكند . پونه را بخورند و به دنبالش آب پنير سركشند ؟ و چندين روز پىدرپى تكرار كنند در علاج پاغر و واريس مفيد است . پونهاى كه ( غليجن ) نام دارد گويند خوردنش داروى ترنجيدگى و ماليدنش بر پوست كه خون را بسوى پوست مىكشد علاج نقرس است . زخم و قرحه : چون پونه هم تحليلبرنده هم تكهكننده و نرمىبخش است خوردنش در علاج جذام مفيد است . سر : افشرهاش كرم گوش را از بين مىبرد . سردرد آورد . پونهء كوهى داروى زخم دهان است و ريختنىها را از سوراخ بينى بيرون سازد . سوختهء غليجن لثه را استوار سازد . نفسكش : آبپز پونه علاج بلندنفسى ( انتصاب النفس ) است . پونه تنها و بويژه اگر با انجير خورند سينه را از خلطهاى غليظ و لزج پاك مىنمايد . درمان درد دنده است . و كوهى از جويبارى در اينباره مؤثرتر و غليجن همهء اين كارها را مىكند . سركه را بر پونه پاشند يا پونهاى كه تازه در سركه ريختهاند به بينى غش كرده نزديك كنند از بوى آن به هوش آيد . پونهء شاك « 1 » در علاج تپش قلب مفيد است . اندامان غذا : هر پونهاى و بويژه پونهء كوهى بىاشتهايى و ضعف معده را از بين ببرد . سكسكه را تسكين دهد . پونه كه زداينده و بازكننده و نرمكنندهء مواد صفرايى و سودايى است ، خودش و آبپزش در علاج يرقان مفيد است . اگر بيمار يرقانى خود را با آبپز پونهء كوهى شستشو دهد عرق كندو سود بيند . و اگر پونه را با انجير خورند داروى استسقا است . پونهء كوهى اشتهاى خوراك را زياد كند . در آب جوشيدهاش علاج استسقا است . پونهء غليجن دل بهم خوردن را چاره است . پونهء غليجن را با مرهم موم و روغن گل بر سپرز نهند سپرز را لاغر
--> ( 1 ) - فودنج التيس - پونهء بز نر ( شاك ) شايد نوعى از پونه باشد .