أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

255

قانون ( فارسى )

مىشود . پوست ساقهء دارچين ختايى ستبر است . برگش به برگ گونه‌اى از سوسن مىماند . و ساير انواعش بىارزشند . گزينش : بهترين نوعش آن است كه رنگش سرخ روشن ، صاف و هموار ، چوبش مستطيل ، لوله‌اش ستبر ، سوراخ ميان لوله‌اش تنگ ، زودشكن ، پرمايه ، خوشبوى ، زبان‌گز باشد ، زبان را جمع كند . نوع سياه بد است و ممكن است الياف آن را به كار برد ليكن از چوبش بهره‌اى بدست نمىآيد . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : بادهاى متراكم را مىپراكند ، اندكى قبوضيت دارد ، زياد تند است ، بسيار لطيف است ، و تندى را تكه‌تكه كند - از قبوضيتى كه دارد كمك مواد گيرنده و از تحليلى كه در او است كمك مواد اسهالى است . و چون گدازنده و گيرندگى و لطافت دارد اندامان را تقويت مىنمايد . ورم : ورمهاى سرد و گرم درونى را مىگدازد . قرحه : با عسل بر قرحهء نرم مالند مفيد است . چشم : از آنجا كه داراى نيروى گيرنده و تحليل‌برنده است در داروهاى چشم وارد است . سينه : با سينه سازگار است . اندامان غذا : شربت دارچين ختايى يا شرابى كه با دارچين ختايى آميخته شده براى كبد و معده خوب است . اندامان راننده : بول و حيض را ريزش دهد و بويژه اگر سبب بند آمدن خلط غليظ باشد تأثيرش زياد است . درد گرده و آبدان را تسكين دهد . در آب‌پزش نشينند در علاج فراخ شدن زهدان و لغزيدن زهدان نافع است . دود دارچين ختايى و تناول آب‌پز دارچين ختايى نيز در علاج بيماريهاى زهدان كه ذكر شد سودمند است . دارچين ختايى را در شراب ريزند و شراب را بخورند در علاج عسر البول بسيار خوب است . بعضى چنين پنداشته‌اند كه دارچين ختايى سبب برانداختن بچه مىشود . زهرها : براى دفع گزند از نيش مار مىخورند . جانشين : براى مخلوط كردن با داروها بايد به جاى دارچين ختايى دو برابر دارچين استعمال كنند . سويق ( قاوت ) : در بحث گندم و جو صحبت از قاوت شده است . قاوت با سينه سازگار است . سمسم ( كنجد ) : از هر تخمى چرب‌تر است و همين است كه زود تغيير يابد و فاسد شود . بعضى گويند روغن كنجد تنها براى بيماران سودايى نافع است كه گرمى و ترى افزايد . ارسيمون كه نوعى از كنجد است بدمزه است . گزينش : جرمش از روغنش قوىتر است . خاصيت : گرمىاش معتدل ، چسبنده ، نرم‌كننده ، سستىبخش ، در روغنش غلظتى هست . كنجد در روغن جوشيده كم‌زيان‌تر از كنجد عادى است . آرايش : خوردن كنجد و روغن كنجد ، ماليدن روغن كنجد بر پوست : در علاج لكه سبز ناشى از ضربت ، لكهء خون منجمد ، زبرى و تركهاى سودايى ، سودمند است . كنجد و بويژه پوست كنده‌اش فربهى دهد . روغن كنجد و بويژه افشرهء ساقه و برگش موى را دراز كند و سوزنى ( ابريه ) را از بين ببرد . آس را در روغن كنجد بجوشانند موى را از ريزش نگاه دارد و بن موى را تقويت كند و سخت گرداند . ورم : ورم گرم را نرم كند . زخم و قرحه : علاج سوختگى است . روغن كنجد را با آب الوا و آب مويز خورند خارش بلغمى و خونى از بين مىرود . مفاصل : ضماد كنجد ستبرى عصب را سرحال آرد . سر : روغن كنجد مخلوط با عطر گل سردرد بسيار گرم ( احتراقى ) و سوزان را تسكين دهد . افشرهء بوتهء كنجد داروى ( ابريه ) سوزنى است . چشم : ضماد كنجد التهاب و آماس چشم را فرو نشاند . سينه : در علاج