أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

252

قانون ( فارسى )

سمانى ( وشم ، بلدرچين ) : محتاج به معرفى نيست . مفاصل : از خوردن گوشت بلدرچين شايد كشيدگى ( تمدّد ) و ترنجيدگى روى دهد . انگيزه‌اش نه اين است كه از خربق مىخورد . بلكه اين تأثير از گوهرى است كه در او موجود است و اگر خربق مىخورد از آن است كه با خربق هم‌مزاج است . سكر ( شكر ) : نىشكر با شكر هم‌مزاج و از شكر نرمىبخش‌تر است . مزاج : عموما شكر در آخر اول گرم و تر است و گرمى در شكر تبرزد كمتر است . شكر كهنه در اول تر ولى گرايش به سوى خشك‌مزاجى دارد . و تا كهنه‌تر شود اين تمايل به خشكى بيشتر شود . خاصيت : نرم‌كننده ، زداينده و شستشودهنده است . شكر سليمانى و بويژه قند مكرر ( پانيد ) و گز انگبين نىشكر بيشتر نرمىبخش است . در زدودن و پاك نمودن شكر از عسل كمتر نيست و تا كهنه‌تر شود لطيف‌تر گردد . چشم : آنچه به انگم شبيه و از نيشكر گيرند چشم‌روشنى است . سينه : سينه را نرمش دهد و زبرى را مىزدايد . اندامان غذا : براى معده خوب است . ليكن براى معده‌اى كه صفرا در آن پيدا مىشود زيان‌آور است و در اين صورت شكر به صفرا تبديل مىشود . شكر راه‌بندانها را باز كند ، تشنگىآور است و نه به اندازهء عسل و بويژه شكر كهنه تشنگىآورتر از تازه است . شكر كهنه خون تيره و پرمايه بوجود آرد . بلغم را از معده مىزدايد . نيشكر در استفراغ مددكار است . اندامان راننده : هر شكرى و بويژه آنچه بر بالائيهاى نيشكر نشيند و تو گويى نمك است ، اسهال‌آور است . شكر سليمانى و شكر سرخ بيشتر از ساير نوع شكر ليونت دهند . شايد بادزا باشد و شايد بادشكن باشد . شكر و روغن بادام در علاج قولنج مفيد است . سكر العشر ( گزانگبين استبرك ) : گزانگبينى است كه بر استبرك نشيند و به تكه‌هاى نمك مىماند . با اينكه مزه‌اش شيرين است كمى گسى و تلخى در آن حس مىشود . گز استبرك يمن سفيد است و آنچه ره‌آورد حجاز است سياه‌رنگ باشد . خاصيت : به علت گسى كه دارد زداينده است . چشم : ديد را قوى كند . سينه : بنفع شش است . اندامان غذا : با شير شتر داروى استسقا است . و چون از ساير شكرها كمتر شيرين است كمتر تشنگى آرد . با معده و كبد سازگار است . اندامان راننده : براى گرده و آبدان خوب است . سمن ( روغن ) : روغن در رسانيدن ، نرم كردن ، سستى دادن ، از كره قوىتر است . و ساير كارهاى كره را انجام مىدهد . هرچه را ما در فصل ( ز ) راجع به كره نوشته‌ايم ( زبد ) . مىتوانند بر اين فصل اضافه كنند . مزاج : در اول گرم و تر است . خاصيت : در تنهاى سخت بىاثر است و در بدنهاى نرم و متوسط در نرمى و سفتى رسانندگى و گدازندگى دارد . مثلا در ورم بيخ گوش و بويژه ورمهاى بيخ گوش زنان و كودكان را نرم مىسازد . و همچنانكه گفتيم در بدنهاى سخت كارش سكه نيست . سر : ورم پشت گوش نازك‌اندامان را علاج است . سينه : روغن به تنهايى و بويژه اگر با عسل و شكر و بادام تلخ همراه باشد ، بلغم و مواد ناسازگار سينه را بيرون آرد و سينه را نرم نگه مىدارد . اندامان راننده : بادام كه نوعى قبوضيت دارد اگر با روغن خورند كه ملين است ، ممكن است قبضى آرد و ممكن است ملين باشد .