أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
251
قانون ( فارسى )
زهدان روى دهد بر طرف شود . تبها : خوردن فيجن يا تناندايى به روغنش از تب و لرز مفيد است . زهرها : با زهرها مقاومت مىكند . كسى كه از مسموم شدن مىترسد يا بيم نيش جانور سام دارد ؟ وزن يك درهم تخم فيجن ، وزن يكدرهم برگ فيجن را با شرابى بخورد و اگر اين دوا مخلوط با انجير و گردوى كوبيده باشد بسيار نافعتر است . زياد خوردن فيجن بيابانى سم قاتل است . سقنقور ( ريگ ماهى ) : ورل نيل مصر است و در آنجا شكار مىشود . و چنين پندارند كه نسل تمساح است و در خشكى مىزيد . گزينش : مفيدترين اجزايش پيرامونهاى گرده است . اندامان راننده : آرزوى جماع را به حدى برانگيزد كه تا سوپ عدس و كاهو نخورند فرو ننشيند . سيسبان « 1 » ؟ : معتدل . خاصيت : ملين . سينه : سينه و گلو را نرمى دهد . اندامان غذا : سيسبان و بويژه اگر با تخمش باشد تشنگى را تسكين دهد . اندامان راننده : شكم را ليونت دهد . سرمق ( سرمك ، اسفناج رومى ) : سرمق همان گياه است كه آن را قطف گويند و يكى از سبزيهاى مشهور است . و دو نوع است . بيابانى و كاشتنى و هر دو نوعش را مىپزند و مىخورند . مزاج : در اول سرد و تر و بعقيدهء بعضى مزاج معتدل دارد . سام ابرص : اين همان وزغ بيابانى است و بعضى خلاف اين گويند . آرايش : وزغ را بكوبند و بر زخم گذارند خار و پيكانها را برمىكشد . و بر زگيل و ميخچه نهند برمىكند . گويند گوشت وزغ را با روغن زيتون مخلوط كنند و بر سر كچل مالند موى برآرد . خاصيت : خون و شاش وزغ را با آب بپزند و كودكى كه فتق بچگانه دارد در آن نشيند فايدهاش شگفتآور است . گاهى با شاش يا خون وزغ كمى مسك مىآميزند و در آلت تناسلى كودك نهند در منع و علاج فتق بسيار سودمند است . سر : گويند اگر سر وزغ را خرد كنند و بكوبند و بر دندان كرمخورده و دردمند گذارند درد را تسكين دهد و همچنين كبد وزغ درمان دنداندرد است . زهرها : شكم وزغ را مىدرند و بر جاى نيش كژدم نهند درد را آرام كند . سلحفاة ( لاكپشت ) : لاكپشت بيابانى هست و لاكپشت آبى هم هست . سر : گويند خون لاكپشت بيابانى را بر آتش گرم كنند داروى صرع است . زهرهء لاكپشت علاج زخم دهان است و در سوراخ بينى بيمار صرع چكانند مفيد است . سينه : تخم لاكپشت سرفهء كودكان را دوا كند . زهرهاش بر كام مالند علاج خناق است . زهرها : خون لاكپشت آبزى مخلوط با پنيرمايه پادزهر حشرات موذى و مسموم يتوع است .
--> ( 1 ) - سيسبان - حب الفقد . تخم گياه پنجانگشت ( معين ) . سيسبان درختى است ( منتهى الارب ) . شايد صحيحش قول منتهى الارب باشد . زيرا پنجانگشت در باب باء ذكر شد . و اگر تخم بود نفرموده با تخمش .