أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
236
قانون ( فارسى )
پاكيزه كند موى را پيچ دهد . سينه : برگش داروى برنشيت و بيماريهاى شش است . اندامان غذا : معده را توان بخشد . اندامان راننده : بندآور شكم است . نبق و بويژه قاوتش خونريزى حيض را بند آرد . قرحهء روده را علاج كند . اسهالى را كه ناشى از ضعف معده باشد بند آورد . اگر با آبپز كنار حقنه كنند يا بنوشند همين تأثيرات را دارد . سيلان زهدان را علاج كند . نبق تر و تازه هم كار به و زالزالك و سيب و گلابى است يعنى به اعتدال خورند شكم بند آرد . و اگر زياد خورند و هضم نشود و مزاج از آن نفرت پيدا كند قى و اسهال شديد بدنبال دارد . نوى ( هستهء خرما ) : خاصيت : قبض و چسبنده است . قرحه : سوختهاش در علاج قرحهء پليد مفيد است . چشم : مىسوزانند و خاموش مىكنند و مىشويند و بجاى توتيا به چشم كشند . مژه را بازروياند و بهتر كند . با سنبل رومى به چشم كشند در علاج قرحهء چشم و روياندن مژه مفيد است . نجم ( فريز ) : زخم : زخمهاى خونى را بهم مىآورد . اندامان راننده : آبپزش سنگ را بيرون آرد و تخمش بول را ريزش دهد و شكم بند آرد . نيطافيلى : شيرهء گياهى است كه آن را پنج برگ نامند . خاصيت : بسيار خشكاننده است ولى نه تند و تيزى دارد و نه گزش و سوزش . ضمادش خونريزى را قطع كند . ورم و جوش : ضمادش علاج خنازير ، سختشدههاى بلغمى ، كژدمه ، گرى است . مفاصل : داروى درد مفاصل و عرق النسا است و اگر ضماد كنند يا بخورند آماس رطوبى بيضه را ( قيله ) فرونشاند . سر : با آبپز بيخش مضمضه كنند درد دندان را تسكين دهد . زخم دهان را خوب كند . برگش را با شراب سى روز تناول نمايند علاج صرع است . سينه : آبپزش را در گلو گردانند زبرى گلو بر طرف شود . افشرهء بيخش درمان درد شش است . اندامان غذا : افشرهاش را با نمك و عسل بياميزند و چند روزى هر روزه مقدار سه ( قوانوس ) تناول نمايند از يرقان و درد كبد مفيد است . اندامان راننده : بيخ و آبپز بيخش بازدارندهء اسهال ، علاج قرحهء روده و داروى بواسير است . تبها : برگش با ( ادرومالى ) يا با شراب تب نوبه و سه اندر ميان را دوا كند . زهرها : افشرهء بيخش سم قاتل است . نعام ( شترمرغ ) : بعضى از اطباء گوشت شترمرغ را بسيار ارج مىگذارند . مزاج : به عقيدهء بعضى از طبيبان گوشتش گرم و چرب و طعام را گسترش دهد و تن را توان بخشد و سرحال آرد ولى غليظ و ديرهضم است . اندامان راننده : شهوتانگيز است . نمر ( پلنگ ) : كه مشهور است . مفاصل : خوزى گويد پيه پلنگ بهترين علاج فالج است . زهرها : زهرهء پلنگ سمى است كه امان نمىدهد و فورا مىكشد . در اينجا حرف نون پايان يافت و داروهاى اين فصل بيست و شش بود .