أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

188

قانون ( فارسى )

رگهاى خايه را فرونشاند . زخم و قرحه : زيره عموما و بويژه زيرهء بيابانى كه تخمش شبيه تخم سوسن است سوپ گردد براى معالجهء زخمها و بهبودى بخشيدن بسيار سودمند است . سر : زيره را بسايند و با سركه قاطى كنند و ببويند ، يا اينكه فتيلهء آلاييده به زيره را در سوراخ بينى كنند خون‌دماغ قطع مىشود . چشم : زيره را بخايند و با روغن زيتون بياميزند و در چشم چكانند ناخنه را از بين مىبرد . و بر لكه‌هاى سياه خونى زير چشم چكانند بسيار نافع است . زيره با نمك در دهان بخايند و آب دهن را كه حاصل اين آميزه است در چشم چكانند از گرى چشم ، سبل ( مكشوطه ؟ ) « 1 » و ناخنه مفيد است و مانع چسبيدن مىشود . افشرهء زيرهء بيابانى كه به يونانى آن را ( قابيوس ) يعنى دود گويند ديده را جلا دهد و همچون دود اشك از چشم مىريزد . و همين افشره را با داروهاى بركندن موى چشم قاطى مىكنند و نمىگذارد ديگر موى رويد . اندامهاى تنفسى : اگر با سركهء آميخته با آب بخورند داروى تنگ‌نفسى است . و به گفتهء جالينوس داروى بلندنفسى ( نفس الانتصاب ) و خفقان سرد است . اندامان دفعى : زيره با روغن زيتون - يا با موم و روغن گل - يا با روغن زيتون و آرد باقلى براى فرونشاندن آماس خايه ، خرد كردن سنگ ، و بويژه اگر زيرهء بيابانى باشد علاوه بر فوائد فوق‌الذكر در معالجهء چكميزك و خون شاشيدن و پيچ و درد روده و بادكردگى مفيد است . افشرهء زيرهء بيابانى با آب عسل شكم را روان مىسازد . روفس گويد : زيرهء سبز ( نبطى ) اسهال آورد . اما زيرهء كرمانى قبض است . گياه زيرهء بيابانى مراره را با بول سرازير مىكند . زهرها : هر نوع زيره و بويژه آن زيرهء بيابانى كه تخمش شبيه تخم سوسن است تناول شود ، پادزهر حشرات سام است . كراويا ( شاه‌زيره ) : ديسقوريدوس گويد كراويا تخم گياهى است شناخته شده و شاخه و برگش به خرفه مىماند . ليكن رنگ شاخ و برگش مايل به زرد مات است . تقريبا هم‌قوت گياه رازيانهء شامى است . مزاج : در دوم گرم و خشك . خاصيت : بادشكن است و مىخشكاند و به لطافت زيره نيست . اندامان غذا : تناولش استفراغى را بند آورد كه از بالا آمدن طعام از معده پديد آيد . معده را گرم كند و به هضم طعام كمك مىنمايد . چشم : در داروهاى چشم و در به چشم كشيدنيها وارد است . اگر زياد بخورند كم‌سويى به بار آرد . سينه : آرامش‌بخش سكسكه و خفقان است . اندامان دفعى : آب‌پزش و تخمش تناول شوند ادرار بول دهند . پيچ و درد روده را تسكين دهند . منى را قطع مىكنند . زنان در آب‌پزش نشينند درد زهدان بر طرف مىشود . تخمش را بسوزانند و ضماد كنند بواسير را بركند . دانه و تخم آن را بخورند داروى كرم است . كرسنه ( گاودانه ) : گويند دانه‌اى است از خلر كوچكتر و به بزرگى عدس است . ولى پهن نيست و داراى اضلاع است . رنگش ميانه‌اى بين خاكى و زرد است . مزه‌اش چيزى وسط ماش و عدس است . گاو آن را دوست دارد . اما به گفتهء خوزى دانه‌اش به دانهء به ( به‌دانه ) شبيه است . اما به عقيدهء من گاودانه يا خلر

--> ( 1 ) - كشط - پوشش برداشتن - پراكنده شدن .