أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
182
قانون ( فارسى )
ناشى از تب گرم را از بين مىبرد . بىخوابى آرد ، تقويت حاسهء گرمىداران مىنمايد ، بهترين داروى زخمهاى دهان است . اندامان دفعى : شهوت جنسى را از بين مىبرد . سنگ كليه و مثانه بوجود آورد . بىاشتهايى ناشى از صفرا را بند آرد . كندر : صمغى است از شهرى مىآورند كه يونانيان آن شهر را كندر خوانند . گاهى كندر را از شهرى مىآورند كه نامش ( مرباط ) است . و حكايت كندر و مرباط چنين است : بازرگانان دريانورد كه از كندر مىآيند و بار كندر دارند بعضى اوقات با توفان بحر روبرو مىشوند و از ترس شكستن كشتى پناه به شهر مرباط مىبرند كه مرباط در جزيرهء سرراه قرار دارد . تجارت كندر بسيار رواج دارد و بسيارى از بازرگانان به خريد و فروش آن سرگرمند . علاوه بر اين از سرزمين هندوستان نيز كندر آورند كه اين نوع به رنگ ياقوت يا به رنگ بادنجان است . بازرگانان كندر در آماده كردن اين كالا نيرنگى به كار مىبرند كه به قرار زير است . كندر را كه مىخرند تكههاى چهارگوش از آن مىسازند و در سبو مىگذارند و سبو را مىغلتانند تا تكههاى كندر مدور مىشوند . هرگاه زمان زياد بر كندر بگذرد به رنگ زرد زعفرانى درمىآيد . حنين گويد : بهترين نوع كندر آن است كه از سرزمين يونان است و به كندر نرينه معروف است و آن را ( سطاعونيس ) نامند . كندر رهآورد يونان سخت است و ديرشكن و سفيدرنگ . و اگر بشكند در داخلش مادهاى چسبنده هست كه در بسائيدن بدست مىچسبد و هرگاه بر آتش نهند فورا مشتعل مىشود . نوعى ديگر از كندر هست كه رهآورد مغرب است و آن را ( قوقسفوس ) مىنامند كه اين نوع از نوع اولى كمارزشتر و كمحجمتر است و بيشتر به رنگ ياقوتى گرايش دارد . و چنان كه ديسقوريدوس فرمايد : نوعى ديگر از كندر هست سفيدرنگ و اگر در ميان انگشتانش بفشارند بوى مصطكى مىپراكند و اين نوع را ( اموميطس ) گويند . گاهى به جاى كندر كه صمغى بيش نيست صمغ تقلبى مىفروشند مثلا صمغ عربى يا صمغ صنوبر را بدل كندر به بازار آرند . ليكن بازشناختن تقلبى بسيار سهل و آسان است . صمغ عربى را بر آتش نهى مشتعل نمىشود . صمغ صنوبر را آتش بزنى دود مىكند . در صورتى كه كندر درست هم مشتعل مىشود و هم دود ندارد . همچنين از بو كردن مىتوان تقلبى را از صحيح بازشناخت . از بهم سائيدن كندر كه مىغلتانند پوستههايى نازك و همچنين خردهريزهايى آردمانند پديد آيد كه آنها را نيز به قالب كوچك درمىآورند - آنچه از پوسته است قشار و آنچه از آرد است دقاق مىنامند و گاهى از كندر بخور درست مىكنند . همچنين از تمام اجزاء درخت كندر استفاده مىشود و بويژه از برگ آن و در برگش هم تقلب مىكنند . گزينش : بهترين نوع كندر قسم نر و سفيدرنگ و مدور شده است كه اگر بشكند ميانش زرد طلايىرنگ و چسبنده است . مزاج : خود صمغ كندر در دوم گرم و در اول خشكاننده است . پوست صمغ كمى از صمغ سردتر و در نزديك به دوم خشكاننده مىباشد . خاصيت : در كندر خشكى و قبضى بسيار كم است . رساننده است . و سوزشى براى گوشت در بر ندارد . نزيف خون را بند آرد و اگر زياد از لازم به كار رود خون را مىسوزاند . در پوست كندر كمى خشكانندگى هست و هيچ داراى تندى نيست . دود كندر در قبضى و خشكيدن از همه قويتر است . بعضى گفتهاند كندر سرخرنگ از سفيدرنگ زدايندهتر است و گويند آرد قالبشدهاش از خود كندر كمتأثيرتر است . آرايش : كندر با عسل مخلوط