أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

174

قانون ( فارسى )

ساقهء اين گياه پايا و به بلندى يك وجب و از بالا دو نيم شده است . گويند گل اين گياه در روز سه مرتبه تغيير رنگ مىدهد . گياهان سفيد و در نيمروز بنفش و نزديك به غروب به رنگ سرخ خونى درمىآيد . بيخش سفيد و خوشبوى است و اگر چشيده شود گرمى به زبان مىرساند . مزاج : گرايش به گرمى دارد . اندامان دفعى : اگر به اندازهء وزن دو ( درخمى ) را با نوشابه‌اى بنوشند مواد آبكى شكم و بول را ريزش دهد . زهرها : قبل از ساير پادزهرها آن را براى دفع گزند سم استعمال مىكنند . طرفحوماس : ديسقوريدوس گويد : بعضى اين گياه را ادبار گويند . اين گياه در جاهايى پيدا مىشود كه رستنگاه پرسياوشان است . شكل اين گياه به شكل گياه ( قرطيس ) شبيه است . برگهايش بسيار دراز و در برابر هم قرار گرفته‌اند و در باريكى به برگ عدس شبيه‌اند . شاخه‌ها باريك و سخت و مايل به سياهى هستند . گويند تماما كارهاى پرسياوشان را انجام مىدهد . طاطيقس ( سيرسيرك ) : به گمان اصطفس اين جانور در درخت زيتون زندگى مىكند . از تيرهء ملخهاست . بيشتر اوقات جيغ مىكشد و جيغش همه يكنواخت است . اهل شام آن را ذير گويند و در طبرستان نامش انگورپاشن ، ( بصاح العنب ) و خراسانيان آن را جثرد گويند . خاصيت درمانى : اگر سيرسيرك را در ساج بريان كنند و بخورند درد مثانه را تسكين دهد . طالابيون : گياهى است كه آن را هميشه‌بهار بيابانى و خرفهء بيابانى نيز مىنامند . ساقه و برگش به ساقه و برگ خرفه شبيه است . نزديك هر برگى شاخه‌اى است كه از آن شش تا هفت شاخهء كوچكتر و پربرگ جدا مىشود . و برگهايش بخارمانندى دارد اگر در دست فشار دهى مادهء تر و لزج پس دهد . اكثرا در تاكستانها مىرويد و گلش سفيدرنگ است . مزاج : سرد و تر است . آرايش : برگش را بر لكهء سفيد پوست گذارند و شش ساعت بماند خوب دارويى است . ليكن بايد بعد از ضماد كردن آن آرد جو استعمال كنند . اگر برگ اين گياه را بكوبند و بر لكهء سياه پوست مالند و در آفتاب نشينند تا خشك شود آنگاه آن را با دست پاك كنند بهترين علاج است . طرغافيثا ( گون كتيرا ) « 1 » : ديسقوريدوس گويد : بيخى است پهن و زبر و شاخه‌هاى نيرومند و كوتاه دارد و زياد از زمين جدا نمىشود و برگهاى زياد و خارهاى سفيدرنگ و سخت و رو به بالا دارد و كتيرا را از آن بدست مىآورند . و عمل كتيرا به قرار زير است . ساقهء گون كتيرا را مىبرند يا شفره مىزنند . شيره‌اى از آن مىتراود و چون خشك شد كتيرا است . سينه : كتيرا با عسل معجون شود و زير زبان بگذارند در تسكين سرفه و از بين بردن زبرى سينه سودمند است . و مىتوان به همين منظور كتيرا را در آب حل كرد و با شربتى شيرين نوشيد . خوراك تناولى بايد به وزن يك ( درخمى ) باشد كه برابر هجده قيراط است .

--> ( 1 ) - در فصل كاف - كتيرا آمده است و گوئيا ديسقوريدوس فرمايد گياه آن را طرقاقيبا - گويند .