أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

116

قانون ( فارسى )

ولى دارچينى است چوبى كه چوبهاى دراز و محكم دارد و بوى خوش آن از بوى دارچين كمتر است . برخى عقيده دارند كه قرفه از تيرهء دارچينىها نيست و مزاجش نيز با دارچين تفاوت دارد . گاهى از دارچين دروغين روغن گيرند و نگاه دارند . گزينش : بهترش آن است كه بوى خوش دارد و تندمزه است و زبان را نيازارد ، رنگش صاف و بدون آميزه است . ديسقوريدوس گويد : در ميان اين قسمت از دارچينها بهترش آن نوع است كه تازه باشد و رنگش ميانه‌اى از خاكسترى و سياه و سرخ باشد ، صاف و دور از زبرى است . شاخه‌ها باريك و به هم نزديك ، در مزه‌اش شيرينى و شورى و كمى سوزش حس شود . چندان كم‌مايه نباشد . و يكى از علامت خوبى آن است كه بويش بر ساير دارچين‌ها چيره باشد و با وجود او بوى ديگر حس نشود . نوع بد دارچين ، دارچين ( اسنى ) يا كندرى يا ( دارچين ختايى ) يا داراى بوى بسيار تند است . همچنين سفيد و زودشكن ، سنگينى كه در آب ته‌نشين مىشود ، صافى كه تنه زبر دارد . خوب نيستند . دارچين را بايد كوبيد و از آن قرصها ساخت و گرنه بعد از مدت پانزده سال و بيشتر قوت خود را از دست مىدهد . بهتر آن است كه ريشهء صحيح را به كار برند و قرص سازند . و به خرده‌ها اهميت ندهند . بهترين دارچين آن است كه در ابتداى آزمايش بينى را از بوى خود چنان پر كند كه نگذارد نوع بدتر از آن را حس كنيم . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : ديسقوريدوس گويد : همهء دارچين‌ها گرمىبخش ، بازكن و زدايندهء عفونت و بسيار لطيف و جذب‌كننده هستند . و علاج همه نيروهاى تباه ، خلطهاى زنگارى و فاسد مىباشند . روغن دارچين گدازنده ، بسيار گرم و تحليل‌برنده است . آرايش : محلول آن را بر لكه‌ها و نقطه‌هاى عدسى مالند و با سركه علاج جوشهاى شيرى است . زخم و قرحه : در مداواى اكزما و قروح مفيد است . مفاصل : در علاج لرزه روغن دارچين تأثيرى عجيب دارد . سر : براى زكام خوب است . روغنش سرگرانى آورد . دماغ را مىپالايد و رطوبات دماغ را برچيند . مسكّن درد گوش است و ضمن داروهاى آن است . چشم : خوردن و به چشم كشيدنش تم و تيرگى چشم را مىبرد . و رطوبت غليظ چشم را مىزدايد . سينه : داروى سرفه است . سينه را مىپالايد . ورمها را مىرساند . كبد : بندآمدنيهاى كبد را باز كند و كبد را توان بخشد . اندامان غذا : رطوبت معده را برچيند و معده را قوى كند و داروى استسقا است . اندامان دفعى : دارچين را با كمى روغن زيتون و موم و زردهء تخم‌مرغ مخلوط كنند درد و ورم زهدان و كليه را دوا كند . و اگر تنها باشد قوتى بيش از لازم دارد و سفتى به بار آورد . دارچين بول و حيض را به راه اندازد . بچه را مىاندازد . اگر با زيرهء سياه باشد علاج بواسير است . تبها : براى تب و لرز مفيد و بويژه اگر با روغنش تن را آلايند بهتر است . زهرها : ضد حشرات موذى است . اگر با مرّ باشد پادزهر كژدم است . جانشين : پوست دارچين ختايى يا دوچندان آن كبابه يا دو وزن آن ابهل به‌جاى آن به كار برند . درونج ( درونه ) : عبارت است از قطعات چوبى و ريشه‌اى به اندازهء بندهاى انگشت و كوچكتر ، با درون سفيد و بيرون خاكىرنگ كه سخت و سنگين است . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : باد را پراكنده كند . سينه : قلب را توان بخشد و بهترين داروى خفقان است . اندامان دفعى : بادهاى زهدان را از بين مىبرد . زهرها : خوردنش يا با انجير ضماد شود پادزهر كژدم و رتيل و ساير سمها است .