أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
8
قانون ( فارسى )
وظيفه طبيب آن است كه از كيفيت يك حالت به علل پى برد و اگر نتواند بوسيله معاينه مقدماتى ، چگونگى حالت را دريابد از حرفه خويش استمداد جويد و پرسشها و پاسخهاى زير را در نظر گيرد : آيا علت مورد نظر از عناصر است ؟ در اين صورت اين عنصر در چه حدى مؤثر است ؟ اگر مزاج علت آن است ، كيفيت و كميت آن كدام است ؟ شايد هم اين علت از اخلاط است كه باز نوع خلط و اندازه آن ( كيفيت و كميت آن ) كدام است ؟ و يا اينكه علت از قواهاست و در اين صورت اندازه آنها چقدر است ؟ و آخر الامر ممكن است از ارواح باشد و در اين حالت تا چه اندازه و در كجاست ؟ پايدارى و تغيير هر حالتى كه ممكن است به صورت علت در نظر گرفته شوند ، باز لازم است مقدار آن معلوم شود . همچنين طبيب بايد اندامها و وظايف آنها را بوسيله تشريح و حس ( بررسى و مطالعه و مشاهده ) بشناسد و آنچه كه لازم است طبيب در ذهن خود تصور نمايد و بر آن دليل بياورد ، بيمارىها و موجبات جزئى و علائم آن بيمارىهاست و بايد بداند كه بيمارى چگونه بر طرف مىشود و تندرستى چگونه پايدار مىماند . بر طبيب است كه در اين سنجشها دقيق باشد ، معاينهاش همهجانبه باشد و دليل نتيجهگيرىهاى خود را درباره بيماريهاى ( علل ) نهانى به تفصيل و صراحت بيان كند . « 17 »
--> ( 17 ) - در اينجا اختلاف مختصرى در دو نسخه انگليسى و عربى به چشم مىخورد و مطالبى كه در نسخه انگليسى آمده است براى خواننده مفهومتر است ، سه بند ( پاراگراف ) بالا را از متن انگليسى نيز مىآوريم : طبيب بايد برخى از آنها را بعنوان حقيقت بپذيرد . اين اصول كه شالوده علم طباند و از فيزيك ( طبيعيات ) مشتق شدهاند و حقايق مسلم فيزيكى هستند ، بايد مورد قبول طبيب باشد . از سوى ديگر برخى موضوعات ديگرى در طب وجود دارند كه بايد از طريق منطق و استدلال پذيرفته شوند . بدين ترتيب طبيب بايد مطالب اصولى را كه زيربناى علم طباند به صورت امرى مسلم بداند و درصدد اثبات وجود آنها نباشد . در تمام شاخهها و رشتههاى ثانويه علوم اين اصول به صورت يك « پيشدانش » پذيرفته مىشود و فقط در شاخههاى اصلى و نخستين دانش است كه بر روى اين اصول از طريق علم منطق و استنتاج بحث مىشود و اثبات آنها در حوزه فلسفه اعلى يا مابعدالطبيعه وارد مىشود . اگر طبيب نامدارى ( eminent physician ) از طريق علم منطق و استدلال و استنتاج درصدد اثبات وجود عناصر ، اخلاط ، و موضوعات ديگرى از اينگونه كه به صورت اصول علمى از فيزيك مشتق شدهاند - برآيد ، دو اشتباه مرتكب شده است : نخست آنكه مطالبى را وارد علم طب كرده است ( منطق ) كه متعلق به طب نيست و -