أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
7
قانون ( فارسى )
اينها موضوعات صنعت طب هستند ازآنجهت كه چگونگى صحت و مرض بدن از روى آنها مورد بررسى قرار مىگيرد . اما از جهت تكميل اين جستجو كه همان برقرارى بهبودى و رفع بيمارى است ، لازم است موضوعات ديگر و علل و اسباب ديگرى نيز بحسب اوضاع و اسباب و آلات اين دو حالت ( بهبودى و بيمارى ) ، مد نظر قرار گيرد ، از اين قبيل است : انتخاب نوع غذا و آشاميدنى ، كيفيت هوا ، نگهدارى اعتدال در فعاليت و استراحت ، تداوى بوسيله دارو و معالجات فيزيكى ( فيزيكدرمانى ) . همه اين موجبات در اشخاص سالم و بيمار و حد واسط آنها ، از نظر طبيب سهمى بسزا دارند . حالت حد واسط بين بيمارى و بهبودى را بعدا ذكر مىكنيم و نشان مىدهيم كه هيچ حد واسطى در اين بين وجود ندارد و چرا اين حد واسط بشمار آمده است . بعد از بيان مطالب بالا به اين نتيجه مىرسيم كه دامنه علم طب پژوهش دربارهء عناصر ، مزاجها ، خلطها ، اندامهاى ساده ، اندامهاى مركب ، روحها ، قواى طبيعى و حيوانى و نفسانى ، كنشها ، حالات تندرستى و بيمارى ، حد واسط بين آنها و علل آنها مانند خوردنىها ، آشاميدنىها ، آب و هوا ، مناطق مسكونى ، خانههاى مسكونى ، تخليه ، احتقان ، پيشهها ، عادات ، حركات بدنى و نفسانى ، آرامش ، سنين عمر ، جنسيت ، اثر عوامل خارجى بر جسم ، انتخاب مواد خوراكى و آشاميدنى ، استنشاق هواى مناسب ، برنامه فعاليتها و استراحتها ، معالجه بوسيله داروها و معالجات فيزيكى است . طبيب به اقتضاى حرفهاش ، به منظور حفظ بهبودى و معالجه رضايتبخش بيمارى ، بايد برخى از اين امور را تنها به تصور علمى خود درك كند و به مشاهده خود چنين اعتقاد پيدا كند كه نتيجهگيرىهاى وى از طرف يكى از علماى طبيعى پذيرفته شده است ، و درباره برخى ديگر از اين امور بايد بوسيله حرفه خود ، دليلى بر وجود آن حالت داشته باشد . در اين زمينهها هرآنچه به مثابه اصول ( مبادى ) بشمار مىروند بر طبيب است كه از مشاهده و نتيجهگيرى آن پيروى كند ، زيرا مبادى علوم جزئى بىچونوچراست و در مورد اين جزئيات در علوم ديگر و قديمتر دلايل و بياناتى آورده شده است . و مىدانيم كه منشاء همه علوم به سوى حكمت اولى اوج مىگيرد ، و آن حكمت اولى را علم ماوراء الطبيعه مىنامند . اگر شخص طبيبنمائى « 16 » گفتارى ديگر در حق اثبات عنصرها و مزاجها و نتايج آنها كه موضوع علم طبيعى است داشته باشد در واقع دو اشتباه مرتكب شده است : نخست آنكه چيزهائى را به علم طب نسبت مىدهد كه در آن وجود ندارد ؛ دوم اينكه مىپندارد چيزى را كشف كرده است درحالىكه نكته تازهاى را بيان نكرده است .
--> ( 16 ) - در متن عربى : « و اذا شرع بعض المتطببين و اخذ يتكلم فى اثبات العناصر و المزاج و ما يتلو ذلك مما هو موضوع العلم الطبيعى فانه يغلط . » .