أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

4

قانون ( فارسى )

از پژوهشگران پنداشت كه منظور از آن تصور يك بخش « آموزش » و بخش ديگرى بعنوان « كاربرد عملى » است ، اما لازم است بدانى كه منظور ، مفهوم ديگرى است بجز آن ، زيرا كه طب نظرى و طب عملى هر دو علم است ، يكى از آن دانش اصول طب است و آن دگر علم بر اسلوب به كار گرفتن آن ؛ يعنى علمى است كه براى دو جنبه آن دو لفظ به كار رفته است . مقصود من از طب نظرى اين است كه از راه فراگيرى ، به اصول آن پى ببريم بدون اينكه اسلوب و روش كاربرد آن را بيان كنيم . مثلا مىگوئيم : تب بر سه نوع است و مزاج بر نه قسم ، و اين اصول است . منظور من از به كار بردن لفظ « عملى » در علم طب پى بردن به اسلوب كاربرد اين علم است : به ضرورت مثال مىگوئيم : براى علاج ورم‌هاى گرم نخست بايد ماده بازدارنده ( بازدارنده از پيشرفت بيمارى ) ، خنك‌كننده و بروزدهنده ( كشاف ) « 3 » را به كار برد ، و بعد به داروى بازدارنده داروهاى نرم‌كننده اضافه كرد . پس از آنكه ورم به كلى فرونشست بايد داروهاى محلول ( محلولهاى شستشو ) استعمال كرد ، مگر در ورم‌هائى كه بر اثر مواد دفعى و ترشحى اندامهاى اصلى ( زنده ) ايجاد شده باشند . اين تعليم بشما مىآموزد كه چگونه بايد عمل كرد . پس اگر اين دو قسم را ياد گرفتى ، صاحب دو علم نظرى و عملى هستى ، حتى اگر در اين زمينه هرگز كارى نكرده باشى . اينكه گفته‌اند ، تن آدمى را سه حالت است و آن تندرستى و بيمارى و حالتى كه نه تندرستى و نه بيمارى است ، گفتارى بس ناروا است ، درحالىكه من فقط از دو حالت تندرستى و بيمارى بحث كرده‌ام . اگر صاحب آن گفتار اندكى تامل كند درمىيابد كه ذكر سه حالت لازم نيست و مىفهمد كه از گفتار ما زيانى حاصل نخواهد بود ، چه اگر فرض بر قبول سه حالت باشد - و ما فقط دو حالت براى بدن مىدانيم كه يكى تندرستى و ديگرى از دست دادن تندرستى است - از دست دادن تندرستى به همان مفهوم حالت سوم است كه آن را غير از بهبودى شمرده‌اند ، زيرا سلامت « 4 » سرشت و يا حالتى است كه در آن اعمال بدن به درستى سر مىزند و نقطه

--> ( 3 ) - مراد از بروزدهنده شايد ظاهركننده عفونت بوده است ، به‌هرحال براى آگاهى بيشتر خواننده در ذيل تعريف لغوى كشف را آورده‌ايم : كشف در لغت رفع حجاب است و در اصطلاح ، اطلاع بر ماوراء حجاب است و آگهى يافتن از حقايق امور است از ماوراء حجاب . ( دستور العلماء ، جلد 3 ، صفحه 124 ) . ( 4 ) - سلامت حالتى از موجود زنده را گويند كه همه قسمتها و اندامهاى وى بدون عيب و در حالتى مناسب باشد و بيمارى ، هرگونه ناخوشى بدن يا اندامى مخصوص و يا بخشى از بدن را گويند . ( فرهنگ و بستر ، جلد اول ، 1970 ) .