أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

5

قانون ( فارسى )

مقابل آن فقط دور شدن از سلامت « 5 » است و بس . چنين كسانى به ميل خود شروطى را به ميان مىآورند كه هرگز بدان نيازى نيست . گذشته از اين ، بحث و مجادله در اين زمينه شايسته نيست ، چه طبيب هرگز در اين امر به جدال نمىپردازد . اين جدال و بحث چه از جانب طبيب و چه از جانب آنهائى كه با طبيب درگير مىشوند فايده‌اى براى علم طب ندارد . از طريق بحث و جدل به نتيجه راستين رسيدن برازندهء حرفه‌هاى غير طبابت ، چون اصول علم منطق است و بهتر است چنان كسانى به چنين رشته‌اى روى آورند . فصل دوم - در زمينه‌هاى علم طب از آنجا كه هدف علم طب پژوهش در تن آدمى است كه آيا سالم است و يا از سلامت برخوردار نيست و از آنجا كه شناخت و علل هر دو حالت تندرستى و بيمارى براى طبيب لازم است ، پس بايسته است كه علل و موجبات ( تندرستى و بيمارى ) بررسى شود . اين موجبات ممكن است آشكار باشند و يا نهان ، يعنى ديده نشوند و يا حس و درك نگردند و بايد از روى عوارض‌شان « 6 » به آنها پى برد . پس لازم است عوارضى را كه در حالات تندرستى و يا بيمارى بر بدن روى مىآورند به خوبى شناخت . در علوم حقيقى « 7 » بيان شده است كه شناخت هر چيز مشروط به معرفت ما بر منشاء و علل آن است ، به شرطى كه منشاء و علل بطور آشكار خودنمائى كنند و گرنه بايد آن را از طريق

--> ( 5 ) - به‌طورىكه ملاحظه مىگردد ، در اينجا ابن سينا به مسأله‌اى بس حساس و دقيق يعنى سرزدن اعمال حياتى ( فيزيولوژى ) بدن اشاره مىكند و آن را درصورتىكه به درستى و بطور فيزيولوژيك انجام گيرد حالت سلامت بدن دانسته است و نقطه مقابل آن را بيمارى مىنامد . اين تعريف با توجه به آنچه امروز هم مورد نظر مىباشد از اهميت ويژه‌اى برخوردار است و به نظر مىرسد كه از بسيارى تعاريف موجود امروزى گوياتر و رساتر باشد . در ايران باستان به اين امر توجه خاصى مبذول داشته‌اند ، مثلا : در دينكرت آمده است كه سلامت بر دو قسم است : اول سلامت تن و دوم سلامت روان ، و پزشك را دو نوع قلمداد كرده است ، پزشك روحانى و پزشك جسمانى . ( 6 ) - در ترجمه انگليسى قانون كه توسط دكتر مظهرشاه صورت گرفته است به جاى كلمهء « عوارض » كلمات « علائم و نشانه‌ها » آمده است . از اين به بعد در زيرنويس‌هاى كتاب ترجمه مذكور را با عنوان « نسخه انگليسى » ذكر خواهيم كرد . ( 7 ) - در نسخه انگليسى كتاب به جاى « علوم حقيقى » اصطلاح « فلسفه بنيادى - Basic « Philosophy آمده است .