أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 71

قانون ( فارسى )

در 22 سالگى پدر خود را از دست داد و با پايان يافتن دوره كوتاه عبد الملك دوم سامانى ، امير آل سامان ، كه به جاى امير نوح بن منصور به سلطنت رسيده بود به كمك ايلك نصر بن على قراخانى بخارا را ترك و به گرگانج ( اورگنج ) عزيمت نمود . در گرگانج ، به حضور على بن مأمون بن محمد خوارزمشاه رسيد و مدتى را در حكومت آل مأمون به سر برد . به نوشته نظامى عروضى « 1 » سلطان محمود غزنوى از آل مأمون خواسته بود كه عده‌اى از دانشمندان دربار خود را به دربار وى گسيل كنند و ابن سينا كه ديانت شيعه داشت و از خشم محمود نسبت به شيعيان باخبر بود ، با شنيدن اين خبر ، از نزد آل مأمون گريخت و براى پيوستن به دربار شمس المعالى قابوس بن وشمگير ، روى به گرگان آورد . اما در اين زمان ، قابوس از كار بر كنار شده بود و ابن سينا گرگان را به قصد رى ترك نمود . پس از مدتى توقف در رى ، شيخ به قصد همدان حركت نمود و سالها در همدان زندگى كرد . در همين شهر بود كه براى مدتى به زندان افتاد . پس از خروج از زندان و كشمكش‌هاى سياسى ، از همدان به اصفهان سفر كرد و بخش مهمى از عمر پرثمر خود را در همين شهر گذراند . در 421 ، سربازان محمود اصفهان را به تصرف خود درآوردند و كتاب‌هاى وى را غارت نمودند . در سال 427 شيخ به همراه علاء الدوله كاكويه « 2 » به سوى همدان عزيمت نمود ، در همين شهر بيمار شد و در نهايت در رمضان سال 428 درگذشت . « 3 » ابن سينا ، تأليف قانون را در حدود سال 403 ، در هنگامى كه در گرگان حضور داشت آغاز نمود . بخشى از آن را در سال 405 و در هنگام حضور در رى تأليف نمود و در نهايت تمامى كتاب را در بين سالهاى 405 تا 414 و هنگامى كه در همدان زندگى مىكرد تأليف كرد . « 4 » به نوشته صفدى « 5 » قانون در رى به اتمام رسيده است . اما با توجه به اقامت به نسبت كوتاه شيخ در رى ، اين موضوع صحيح به نظر نمىرسد « 6 » و چنانچه سير تاريخى زندگى و مسافرت‌هاى او را مرور كنيم درمىيابيم كه دوره بلند زندگى او در همدان و آرامشى كه در اين شهر داشته ، به او اجازه تكميل چنين اثر بزرگى را داده است . قانون اثر بزرگ و نفيسى در پزشكى اسلامى است كه دلايل بسيارى براى اهميت آن مىتوان برشمرد . تا پيش از قانون ، آثار مشهور و نفيسى در پزشكى اسلامى وجود داشته‌اند

--> ( 1 ) . ص 77 ( 2 ) . حاكم اصفهان ( 3 ) . گلمن ، ص 16 - 88 ؛ بيهقى ، ص 38 - 58 ( 4 ) . عرفانيان ، ص 386 ( 5 ) . ج 12 ، ص 404 ( 6 ) . عرفانيان ، همان جا