أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 55

قانون ( فارسى )

موجود نشان مىدهد ، از جمله ، شناخت برخى از بيمارىهاى قبلا ناشناخته مانند آماس غشاى چشم ( در عربى : سبل ) ، كه به زودى روش‌هاى جراحى پيچيده‌اى براى آنها به وجود آمد . يكى از معتبرترين كتاب‌هاى چشم‌پزشكى نوشتهء على بن عيسى بود به نام تذكرة الكحالين در وصف 130 بيمارى چشم . از پزشكان تقريبا معاصر وى ، عمار موصلى است . عمار رساله‌اى دربارهء بيمارىهاى چشم دارد كه در آن ، دربارهء 48 بيمارى بحث مىكند . او در اين رساله به شيوهء در آوردن آب مرواريد ( كاتاراكت ) از راه سوزنى توخالى همراه با مكش اشاره دارد . در سده‌هاى ششم و هفتم هجرى علاقهء بىسابقه‌اى به تأليف رساله‌هاى عربى دربارهء چشم‌پزشكى وجود داشت . در اندلس محمد بن قسّوم بن اسلم غافقى كه آگاهى چندانى از او نداريم ، كتاب المرشد فى طب العين را نوشت . او در اين اثر كه نه فصل دارد ، به همهء جنبه‌هاى طبّى و جرّاحى و دارويى درمان بيمارىهاى چشم - كه تا آن زمان شناخته شده بودند - مىپردازد . در قاهره ، فتح الدين قيسى ( م 657 ق ) كتاب چشم‌پزشكى خود را به ملك صالح دوم ، نجم الدين ايوب ، اهدا كرد . رسالهء او نتيجة الفكر فى علاج امراض البصر نام داشت . اين اثر دربارهء تشريح و فيزيولوژى چشم و علل ، علامت‌ها و درمان 124 ناراحتى چشم است كه برخى از آنها ظاهرا براى نخستين‌بار در اين كتاب مطرح شده‌اند . يك دهه بعد ، خليفة بن ابى المحاسن حلبى كتاب جامع ديگرى دربارهء بيمارىهاى چشم در سوريه تأليف كرد . در كتاب خليفه به مطالب نوينى مانند نمودارهاى ابزارهاى چشم‌پزشكى و نخستين مورد ثبت شدهء كاربرد آهن‌ربا براى بيرون كشيدن يك شىء خارجى از چشم اشاره شده بود . توضيح كامل و روشنى از دانش چشم‌پزشكى سدهء هفتم را ابن نفيس در كتاب المهذّب فى طب العين داده است . در سدهء هشتم ، دانشمند مصرى ابن اكفانى رساله‌اى در چشم‌پزشكى به نام كشف الرّين فى أحوال العين نوشت و سپس خلاصه‌اى از آن تهيه كرد . در همين سده ، صدقة بن ابراهيم شاذلى كتاب العمدة الكحيليّة فى الامراض البصريّه را نوشت كه برخى نمونه‌هاى جالب دربارهء سطح علمى و بسامد جراحى چشم در آن روزگار را در بر دارد . افت نوآورى را - كه ويژگى بيشتر تأليفات پزشكى پس از سدهء هشتم است - در كتابى كه چشم‌پزشك مصرى ، نور الدين على بن مناوى در سدهء نهم نوشته ، مىتوان ديد . اين كتاب در واقع چكيده‌اى است كه ابن اكفانى از رسالهء خود تهيه كرده بود و مناوى در كنار آن ، متن كتاب مفصل‌تر ابن اكفانى و نيز بخش‌هاى مربوط از رسالهء