أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 54
قانون ( فارسى )
سپس شرح جداگانهاى دربارهء كالبدشناسى نگاشت كه در چندين نسخه باقى مانده است . او در اين كتاب گردش ريوى خون را در حدود سه قرن پيش از آنكه اين جريان را اروپايىها كشف كنند ، توصيف كرده است . در اين كار او بىباكانه خاطرنشان ساخت كه جالينوس كاملا اشتباه كرده كه پنداشته است خون از يك طرف قلب به سوى ديگر آن مىرود . ابن نفيس ساليان درازى از عمرش را در قاهره گذراند و در 687 ق در قاهره درگذشت و پيش از وفات ، خانه و كتابخانهاش را به بيمارستان نوساز منصورى در قاهره اهدا كرد . « 1 » طبيب و دانشمند برجستهء سدهء هفتم هجرى ابن قف پزشك مسيحى دمشقى و از شاگردان مهم ابن نفيس و ابن ابى اصيبعه بود . او كتابى دربارهء جراحى نگاشت كه تنها رسالهء عربى قرون وسطى بهشمار مىآيد كه منحصرا به جراحى مىپردازد . اين كتاب العمدة فى صناعة الجراحة نام دارد كه همهء جنبههاى جراحى بهجز چشمپزشكى را مورد بحث قرار مىدهد . چشمپوشى ابن قف از موضوع جراحى چشم ، عامدانه بوده و سبب آن ، توجه وى به چشمپزشكى به عنوان يك زمينهء تخصصى طب و متمايز از ديگر موضوعات پزشكى است . ابن قف در زمينهء جراحى فراوان كار كرده بود . ياد ابن قف ازاينرو زنده است كه او مويرگها را توصيف كرد و كار دريچههاى قلب را توضيح داد . اين كشف مدتها پيش از ساخت ميكروسكوپ و چهار قرن پيش از توصيف دقيق مويرگها توسط « مالپيگى » در اروپا بود . « 2 » مسلمانان در دو رشتهء پزشكى ، متون تخصصى گستردهاى به وجود آوردند : چشمپزشكى و داروشناسى . تقريبا همهء مجموعههاى پزشكى فصلهايى دربارهء اين دو موضوع در بر داشت ، اما جامعترين بحثها در تكنگارىهاى متعددى يافت مىشود كه منحصرا به بيمارىهاى چشم يا داروهاى ساده و مركب اختصاص دارد . چشمپزشكى . موضوعى است كه نويسندگان دورهء اسلامى در قرون وسطى خلاقيّت چشمگيرى در آن نشان دادند . در اوايل سدهء سوم هجرى ، هم ابن ماسويه و هم شاگردش ، حنين بن اسحاق ، تكنگارىهاى معتبرى دربارهء موضوع نوشتند . هرچند نوشتههاى آنها تا حد زيادى مبتنى بر منابع يونانى است ، اما دانش آنها پيشرفت زيادى نسبت به آثار يونانى
--> ( 1 ) . كالين . ا . رنان ، تاريخ علم كمبريج ، ترجمهء حسن افشار ، تهران 1366 ، ص 9 - 328 ؛ Sarton , Introduction to the History of Science , Baltimore , 1931 , Vol . II , pp . 1099 - 1101 . ( 2 ) . كالين . ا . رنان ، همان ، ص 328 .