أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

453

قانون ( فارسى )

گاهى نيز مسهل سبب قى مىگردد و آن در صورتى است كه معده ضعيف باشد ، ته‌نشين ( دردى ) بسيار خشك باشد « 234 » ؛ دارو نفرت‌آور و شخص دواخور مرض پرخورى داشته باشد . اگر داروى مسهل ايجاد اسهالى نكرد يا ( غذاى ) خام « 235 » را اسهال بخشيد ، خلطى را تحريك مىكند كه به آسانى به حركت مىافتد ، بر تن چيره مىشود و خلطهاى ديگر نيز همرنگ او مىگردند و در نتيجه خلط مزبور در بدن افزايش مىيابد . برخى خلطها مانند زرداب ، غالبا زود تخليه مىشوند و برخى مانند سودا در تخليه لجاجت مىورزد و عده‌اى نيز مانند بلغم گاهى زود و گاهى دير تخليه مىگردد . اسهال براى تب‌داران بهتر از قى كردن است . در برخى اشخاص كه خلطشان پائين گراست از قبيل كسانى كه روده‌هاىشان لغزش دارد « 236 » قى كردن ممكن نيست . بدترين داروى مسهل آن است كه از داروهاى بسيار مخالف هم در زمان اسهال دادن تركيب شده باشد . اين دارو كار را دچار اختلال مىكند زيرا داروى اول داروى دوم را قبل از اينكه كارى انجام دهد دفع مىكند ، يا دومى اولى را به چنين حالتى وامىدارد . كسى كه تنش بدون آلايش است و اسهال و قى مىكند ، چنانچه مادهء مورد تخليه‌اش با سرسختى و زحمت زياد بيرون مىآيد ، حتما بعد از تخليه با سرگيجه و درد شكم و پريشانى روبرو مىشود . بطور كلى اگر مادهء دفعى موجود باشد و دارو آن را تخليه كند اضطرابى رخ نمىدهد و هرگاه اضطرابى وجود داشت معلوم مىشود مادهء تخليه شدنى غير از مواد زائد دفعى است . هرگاه بجاى خلطى كه بايد از طريق اسهال يا قى تخليه شود خلط ديگرى دفع شود ، دليل بر آن است كه خلط مورد نظر در بدن نبوده است . اگر خلط تخليه شده شبيه براده چوب يا مادهء سياهرنگ و بدبو باشد معلوم مىگردد كه خلط بدى است « 237 » .

--> ( 234 ) - نسخه انگليسى : « بيمار داراى مدفوعى خشك و گرد باشد » . ( 235 ) - نسخه انگليسى : « منظور از خام غذاى نيمه هضم شده است » . ( 236 ) - در اين حالت غذا مدتى كه بايد در دستگاه گوارش باقى بماند و مورد تاثير عوامل مختلف از جمله آنزيم‌ها قرار گيرد و قابل جذب گردد ، باقى نمىماند و زودتر از زمان لازم از روده‌ها مىگذرد و در اين حالت مقدارى مواد غذائى هضم نشده در مدفوع ديده مىشود . ( 237 ) - نسخه انگليسى : « اما دفع تكه‌هاى كوچكى از مخاط روده‌ها و ماده سياه بدبو در مدفوع علامت خطر مىباشد » .