أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
454
قانون ( فارسى )
خواب خوش بعد از اسهال و قى دليل آنست كه اين دو عمل بطور كامل انجام گرفته ، تن بىآلايش گشته است و تخليه مفيد بوده است . بدان كه هرگاه بعد از اسهال و قى ، تشنگى شديدى عارض شود معلوم مىشود كه تخليه بطور كامل انجام گرفته است و تن را از آلايش رهائى داده است . بدان كه داروى مسهل داراى نيروى جاذبهاى است كه خلط را بسوى خود مىكشد كه ممكن است خلط غليظ را با خود ببرد و خلط رقيق را رها سازد ، مسهل چنين تاثيرى بر سودا دارد . نظريهاى كه گويد : « آنچه را كه مسهل مىكشد خودش بوجود آورده است يا اينكه قبلا رقيقتر را با خود مىبرد » ، صحيح نيست . جالينوس نيز همين عقيده را دارد و باز خودش بتاكيد مىگويد : « هر اسهالدهندهاى كه سميت ندارد ، چنانچه اسهال نداد و دوام يافت ، هرآنچه را كه بسوى خود مىكشد خلطى است كه خودش بوجود آورده است » . اين نظريه هم درست نيست . از اين عقيدهء جالينوس چنين برمىآيد كه بين كشندهء درمانى و كشندهء خلطى نوعى هماهنگى گوهرى موجود است و به اين جهت دارو خلط را به سوى خود مىكشد . بعقيدهء من اين نظريه صحيح نيست ؛ اگر هم گوهرى سبب كشش بوده است بايستى آهنى كه مقدارش بر آهن ديگر چيرگى دارد ، آن را بسوى خود بكشد و يا طلا اگر از لحاظ اندازه از قطعه طلاى ديگرى بيشتر باشد بايد قطعه بزرگتر ، كوچكتر را بسوى خود بكشاند . در هرحال تحقيق در اين مورد با شخص غير طبيب است . بدان كه داروهاى مسهل و قىآور در مسير خود كه به سوى رودهها مىروند و هنگامى كه به رودهها مىرسند به جذب خلطها مىپردازند . و مزاج از رودهها به جنبش مىافتد و خلطها را به سوى بيرون مىراند . بندرت اتفاق مىافتد كه در حالت تناول مسهل خلطها به طرف معده بالا بيايند و هرگاه بالا آمدند به تخليه از طريق قى گرايش پيدا مىكنند . اينكه خلطها بسوى معده نمىروند دو علت دارد : نخست اينكه داروى مسهل زود به رودهها مىرسد ؛ دوم اينكه همينكه دارو وارد شد مزاج آن را با شتاب از طريق وريدهاى رودهبند به زير و بسوى پائين دفع مىكند و نمىگذارد بالا رود ، زيرا اين طريق نزديكتر و آسانتر است و آنچه در تعقيب آنها مىآيد مزاحم آنها مىشود و اين سبب مىگردد كه طبيعت براى دفع از نزديكترين راه دست به كار شود . اگر دارو نيروى جاذبهاى داشت كه خلط را به خود جذب كند بايستى نيروى دفعكننده در مزاج تندرست و اشخاص نيرومند بيشتر چيره شود تا در چنين وضعى بتوانيم بگوئيم كه دارو خلط را از راه معينى بسوى خود مىكشد . ليكن حالت داروى قىآور بر خلاف داروى مسهل است . اگر داروى قىآور در معده باشد در آنجا توقف مىكند و خلطها را از امعاء بسوى خود مىكشاند و بوسيله نيروى خويش و مقاومت مزاج آنها را تخليه مىكند .