أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
446
قانون ( فارسى )
عادت دارد تا مىتوانى از تخليه بازش دار . كسى كه زياد فربه و چاق است نبايد تخليه انجام دهد ، زيرا بيم آن مىرود كه سرما غالب شود ، گوشت به رگها فشار آورد و آنها را در حال تهى بودن برهم آورد و موجب بندآمدگى شود و در نتيجه حرارت خفه شود و يا مواد زائد بسوى درون سرازير شوند . در حالت عوارض بدخيم مثلا آمادگى بدن براى بيمارى صعب العلاج ذرب و ترنجيدگى ، تخليه ممنوع است . در مرحلهاى از عمر كه از رشد و نمو بازمىايستد و در سنينى كه از مراحل رشد و نمو گذشته و به پژمردگى روى آورده است نيز تخليه مجاز نيست . در اوقات بسيار گرم و بسيار سرد تخليه روا نيست . كسى كه به تخليه كمتر عادت دارد براى اين كار مجاز نمىباشد . تخليه ، در سرزمينهاى بسيار گرم و جنوبى نارواست ، زيرا اكثر داروهاى مسهل گرم هستند و بنابراين گرد هم آمدن دو گرمى شديد طاقتفرسا مىشود زيرا نيروها بر اثر گرما ناتوان و سست مىگردند ، گرماى خارج ماده را بخارج برمىكشد و دارو ماده را بدرون مىبرد و در اين كشاكش برخوردى روى مىدهد كه نتيجهاش خوب نيست . در سرزمينهاى سرد و شمالى تخليه جايز نيست . كسى كه باقتضاى حرفهاش تخليهء زياد دارد مانند خدمتكار حمام ، باربر و بطور كلى در هر پيشهاى كه بسيار خسته كننده است نبايد با تخليه سروكار داشته باشد . بايسته است بدانى كه در هر تخليهاى يكى از وجوه پنجگانهء زير مورد نظر است : اول - تخليهاى كه بيمار بعد از آن حتما بياسايد ، ليكن بيمار نبايد به خستگى آوندها يا برانگيختن حرارت يا تب روزانه يا بيمارى ديگرى مانند سحج ناشى از اسهال در رودهها گرفتار باشد ، چه نفعى كه تخليه در اين حالات مىرساند آنقدر نيست كه احساس گردد . و شايد تخليه در وهلهء اول موجب از بين رفتن عارضه شود . دوم - راه تخليه ( مخرج تخليه ) - بايد در نظر داشت كه تخليهء دل بهمخوردگى از طريق قى و تخليهء پيچش روده بوسيلهء اسهال است . سوم - اندامى كه تخليه از طريق آن انجام مىگيرد بايد به سوى اندامى كه مواد از آن تخليه مىشود گرايش داشته باشد . مثلا در بيمارىهاى كبد بايد تخليه از طريق باسليق طرف راست باشد نه از راه قيفال طرف راست ، زيرا اگر خطائى در اينجا روى دهد ممكن است خطرى در بر داشته باشد . اندامى كه وسيلهء خروج است بايد از اندامى كه تخليه مىشود كمارزشتر باشد تا ماده از اندام بىارزش به اندام ارزندهتر نرسد .