أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
447
قانون ( فارسى )
محل خروج بايد طبيعى باشد مانند اندامهاى ادرارى نسبت به كوژى كبد و مانند رودهها نسبت به گودى كبد . گاهى اندامى كه بايد تخليه از طريق آن صورت گيرد به علت يا مرضى گرفتار شده است و عبور اخلاط از آن برايش زيانآور است . در اين حالت بايد راه تخليه را منحرف كرد و به اندام ديگرى كه براى تخليه مناسبتر است واگذار نمود . گاهى نيز بيم آن مىرود كه اندام مزبور ( اندامى كه خلط از آن عبور مىكند ) بر اثر غلبهء خلطها بمرضى گرفتار شود مثلا موادى كه از چشم بسوى گلو جريان مىيابد ممكن است موجب ايجاد خناق گردد ؛ در اين حالت بايد در تلطيف و بىگزند ساختن آن كوشش كرد . طبيعت گاهى خود اين عمل را انجام مىدهد و تخليه از راه غير اعتيادى انجام مىشود تا اندام ناتوان حفظ شود . ممكن است تخليهاى كه طبيعت از راه دور و مقابل انجام مىدهد با اسهالى همراه باشد كه ادامه مىيابد ، مانند حالتى كه در آن مواد تخليه شده از سر به سوى مقعد يا به طرف ساق پا و قدم مىآيد كه معلوم نيست همه اين مواد از طرف مغز آمده است يا فقط از يكى از شكمچههاى مغز سرازير شده است . چهارم - هنگام تخليه : جالينوس تاكيد مىكند كه در حالات بيمارىهاى مزمن ، تخليه حتما بايد بعد از پختگى ( نضج ) انجام گيرد و تو مىدانى كه منظور از نضج چيست ؟ بايد قبل از تخليه و بعد از نضج ، مواد نرمىبخش از قبيل آب زوفا ، حاشا و انواع بزرها به بيمار خورانيد . در بيمارىهاى حاد نيز بهتر آنست كه منتظر نضج باشيم بويژه اگر خلطها در آرامش باشند و به حركت نيفتاده باشند . اگر خلطها در حركت باشند بهتر است به تخليهء آن بشتابيم زيرا زيان حركت بيشتر از زيان تخليهء قبل از نضج است ، بويژه اگر خلطها رقيق باشند ، در تجاويف رگها باشند و با اندامها نياميخته باشند . اگر خلط در يك اندام محصور باشد بديهى است كه قبل از نضج حركت نمىكند و چنان كه دانستى قوام معتدل مىگيرد . همچنين اگر اطمينان نداشته باشيم كه قوت تا هنگام نضج ثابت مىماند با احتياط به تخليه مىپردازيم . منظورم از احتياط آن است كه بدانيم در چه وقت بايد تخليه انجام گيرد و غلظت خلط تا چه اندازه است . اگر خلط ستبر و گوشتى و غليظ بود تا موقعى كه رقيق نشده است جايز نيست تخليه شود . نشانه غلظت را مىتوان از چند راه بدست آورد : 1 - امتلاء پيشين ، يعنى موردى كه بيمار سابقا به مرض تخمه دچار بوده است . 2 - احساس درد در زير شرسوفها كشيده مىشود .