أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
412
قانون ( فارسى )
روز دوم : همان غذاى روز اول ولى همراه روغن سرد يا معتدل مانند روغن بادام . روز سوم : كاهو ، كدو ، پنيرك ، ترشكىها ، ماهى تكهتكه و نيمكوبيده و آبپز . در اين سه روز بيمار تا حد امكان نبايد آب بخورد . اگر در روز سوم به كلى شكيبائى را از دست داد و غذا را با اشتها نخورد ، بايد آب انگبين يا شراب سفيد و رقيق و يا شراب مخلوط با آب بخورد . مبادا اجازه دهى كه بيمار بعد از آن تخليهها يك دفعه آنقدر غذا بخورد كه بىنياز از غذا گردد و آنوقت غذاى هضم نشده به رگها روى آورد ، زيرا : اولا اگر غذا كمتر باشد ، معده در نگهدارى آن امساك مىكند و نيروى گيرندهء معده در برابر نيروى كشندهء كبد قد علم مىكند و با آن به كشاكش مىپردازد « 206 » . اما اگر طعام زياد باشد اين امساك وجود ندارد و ممكن است نيروى دفعكننده را به كمك نيروى كشش كبد بفرستد « 207 » . بايد تمام آوندوهاى غذا را تو بر اين قياس بسنجى . دومين سبب آن است كه غذاى زياد در معده به خوبى هضم نمىشود . سومين سبب اين است كه غذاى زياد به رگها نيز غذاى زياد مىدهد و رگها از هضم آن بازمىمانند . فصل هفدهم . مزاجهاى بد بدى مزاج مبتنى بر دو حالت است : يا اينكه مزاج بطور طبيعى « بد » آفريده شده است و يا اينكه « خوب » آفريده شده است و بر اثر عدم رعايت بهداشت عوارضى روى آورده و آن را از راه صحيح بدر برده است . در اينجا ما از مزاجهائى كه در آفرينش ناهنجار بودهاند و يا بواسطهء سن به اين حالت درآمدهاند صرفنظر مىكنيم . ليكن در مزاجهائى كه بر اثر عدم رعايت دستورهاى بهداشتى به ناهنجارى روى آوردهاند و بدان خو گرفتهاند بايد نقيصه را از حيث كمى و كيفى تشخيص داد و با استعمال ضد آنها به حالت پسنديدهشان درآورد . دليل بدمزاجى را مىتوان از روى شكل و هيئت بدن تشخيص داد .
--> ( 206 ) - نسخه انگليسى : « اگر مقدار غذا كم باشد قوه نگاهدارنده معده در مقابل قوه جذب كبد به مقاومت مىپردازد و اين مقاومت آنقدر ادامه مىيابد تا غذا كاملا هضم شود » . ( 207 ) - نسخه انگليسى : « اما هنگامى كه غذا زياد است معده بكمك حركات دافعه خود كبد را مدد مىكند و اين موضوع در همه اندامهاى توخالى صادق است . اين يارى باعث مىشود كه غذاى تقريبا هضم شده توسط عروق جذب شود » .