أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

333

قانون ( فارسى )

بعقيدهء پيشينيان : استواء ( درستى ) بيشتر از پختگى از حالت بدن آگاهى مىدهد » « 119 » . رسوب مستوى كه نرم و سرخرنگ است بهتر از رسوب سفيد و زبر مىباشد . بيشتر رسوبها همرنگ ادرارند . رسوبى كه رنگش سفيد نيست ابتداء سرخرنگ ، بعد زرد و سپس برنگ زرنيخ است : اين چهار نوع رسوب از انواع « خوب » هستند . انواع رسوب‌هاى بد از رسوب عدسى شروع مىشود . نبايد به قول كسانى اعتنا كرد كه مىگويند : « ممكن است سفيدى رسوب نشانه پختگى نباشد ولى استواء ( درستى - اعتدال ) هميشه دليل پختگى است » . اتفاق مىافتد كه باد با رسوب آميزش شديد داشته باشد و سفيدى نتيجه‌اى از اين آميزش باشد . رسوب بد و ناپسند اگر از هم پراكنده شده باشد بهتر از آن است كه مستوى باشد . قريبا رسوب بد را نيز معرفى خواهيم كرد : اينك مجددا بشرح رسوب خوب برمىگرديم و مىگوئيم : رسوب خوب به چرك رقيق و به خام رقيق « 120 » مىماند و فرق بين آنها اين است كه چرك بدبوست و اجزاى خام متراكم و برهم آمده است ، ليكن رسوب لطيف و خفيف است . رسوب خوب را نه در ادرار تندرستان بلكه بايد در ادرار بيماران جستجو كرد ، زيرا گمان نيست كه در رگ‌هاى بدن بيمار مواد ناپسندى متوقف شده باشد و رسوب تا زمانى كه خام و نارسيده است گواه بدى حالت مىباشد ، در صورتى كه تندرستان ممكن است خلطى در رگ‌ها نداشته باشند كه از جاى بركنده شود و بيرون آيد . رسوب ادرار تندرستان بسا ممكن است از مواد زائدى باشد كه از غذاى هضم نشده باقى مانده ، لب‌ريز كرده و به حالت خامى يا پختگى به ادرار رسيده است و رسوب گرديده است . ادرار لاغراندام‌ها در حالت تندرستى رسوب كمترى دارد ، بويژه آنهائى كه ورزشكارند و يا حرفهء خستگىآور دارند . اين رسوب بيشتر در ادرار فربهان بيكار و تنبل موجود است . نبايد پنداشت كه رسوب در ادرار بيماران لاغراندام بفراوانى رسوب ادرار بيماران فربه و گوشتالوست . بسيار اتفاق مىافتد كه رسوب ادرار فربهان ته‌نشين نشود ، بلكه معلق و يا غوطه‌ور باقى بماند . و اين نظر نيز صحيح نيست كه « هر ادرارى رسوبى دارد ، مگر ادرارى كه بسيار پخته گشته است » ، بلكه بايد كمى صبر كرد . رسوب در بسيارى حالات برنگ ادرار است و رسوب سرخ زرد از حيث خوبى بعد از رسوب سفيد سرخ است .

--> ( 119 ) - نسخهء انگليسى : « بعقيدهء پزشكان پيشين قوام يكنواخت رسوب بيشتر از رنگ سفيدش مىتواند شاخص پختگى باشد » . ( 120 ) - در نسخهء انگليسى بجاى « خام رقيق » عبارت « بلغم خام » آمده است .