أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
291
قانون ( فارسى )
جوراجور گاهى باهم يكنواخت و گاهى مخالف هم مىآيند ، حال نبض نيز در تندى و آهستگى ، اندازه و زمان ممكن است همه هماهنگ باشد و يا هماهنگ نباشد . اگر هماهنگ و يكنواخت نبود آن را خارج از نظم مىشمارند . به عقيدهء جالينوس نبض براساس يكى از پنج نسبت تاليفى ( هارمونيك ) احساس مىشود . اين پنج نسبت عبارتند از دو ششم ، دو چهارم ، دو سوم ، سه چهارم و چهار پنجم . بعيد به نظر مىرسد كه بتوان بين نتها نسبت ديگرى پيدا كرد « 73 » . من اين فرمول نبضگيرى را بسيار مىپسندم . كسى كه در موسيقى و نواختن آن سررشته داشته باشد آن را آسانتر ياد مىگيرد ، بويژه اگر موسيقى و آن صنعت خود را با علم برآورد كند . چنين شخصى اگر در نبض دقت كند مىتواند اين نسبت را در نبضگيرى درك نمايد . و مىگويم : اگر اين قسم منظم و غير منظم را در ردهء نه قسم ديگر قرار - دهيم ، با اينكه بىفايده نيست معذلك جائى در اين تقسيم ندارد ، زيرا اين نوع نبض مختلف بشمار مىآيد و از آن جدا نيست . نتيجهگيرى از لحاظ وزن عبارت است از مقايسهء زمان هر دو حركت و هر دو سكون . اگر نبضگيرى از بدست آوردن حساب دقيق آن عاجز ماند با مقايسهء زمان انبساط و زمان بين دو انبساط مىتواند حساب را بدست آورد و بعبارت سادهتر : زمانى را بايد حساب كرد كه از ابتداى حركت شروع و به سكون خاتمه مىيابد . كسانى كه در اين اندازهگيرى ، زمان حركت را تا زمان حركت ديگر و زمان آرامش را تا زمان آرامش ديگر اندازهگيرى مىكنند ، موضوعى را در موضوع ديگر دخالت مىدهند و از دو راه وارد مىشوند . اين حساب شايد هم درست باشد ولى حساب خوبى نيست . منظور ما از وزن همان تناسب موسيقى است و مىگوئيم : وزن نبض يا خوب است و يا بد . وزن بد سه نوع است : الف - تغيير وزن و پا فراتر گذاشتن از نبض مثلا اگر نبض كسى در سن معينى با نبض كسانى كه پيش از او به دنيا آمدهاند برابر شود . كودكى كه نبضش هموزن نبض جوانها باشد ، وزن نبضش بد است . ب - وزن نبض مخالف حالت طبيعى باشد . مثلا نبض بچهاى همانند نبض پيران باشد . ج - نبض خارج از وزن باشد ، بهطورىكه به نبض هيچيك از مراحل عمر شباهتى نداشته
--> ( 73 ) - اين بند از روى نسخهء انگليسى ترجمه شده است .