أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

280

قانون ( فارسى )

بر اثر حركت ترك بردارند و مادهء داخل آوند به محل‌هاى اختناق جريان يابد و خناق و صرع و سكته روى آورد . براى علاج اين حالت بايد به رگ‌زنى ( فصد ) متوسل شد . 2 - امتلاء قوه آن است كه به مقدار و كميت خلطها آسيبى وارد نشده است بلكه بواسطه بد و نامطلوب بودن آنها گزندى روى مىآورد . اين خلطها بر قوه چيره مىشوند و در نتيجه هضم و پختگى برحسب مرام نيست و خطر بيمارىهاى عفونى احساس مىشود . علائم بيماريهاى امتلاء بطور كلى عبارتند از : سنگينى اندام‌ها ، تنبلى در حركت ، سرخى رنگ ، باد كردگى رگ‌ها ، كشيدگى پوست ، پر شدن نبض ، رنگين شدن و غلظت ادرار ، كمى اشتها ، خستگى چشم ، ديدن خواب - هاى گرانجان ( مانند كسى كه در خواب مىبيند : نمىتواند بجنبد و يا نمىتواند برخيزد و يا بارى گران بر دوش دارد و يا مىخواهد بگويد و نمىتواند ) همچنانكه پرواز در خواب و جنبش سريع بالعكس ، علامت آن است كه خلطها لطيف و تا اندازه‌اى معتدلند . علائم امتلاء قوه در سنگينى ، تنبلى و كم‌اشتهائى ، مشابه امتلاى اولى است ولى اگر امتلاء ، قوه ساده باشد نه رگ‌ها زياد باد مىكنند و نه پوست بسيار كشيدگى پيدا مىكند ؛ نه نبض بسيار پر مىشود و شديد مىزند و نه ادرار بسيار غليظ و رنگ بسيار سرخ مىگردد . شخص بعد از حركت ، بخستگى و ماندگى مىرسد و در خواب مىبيند كه خارش و سوزش و گداز دارد و بوهاى گند بمشامش مىرسد . علائم خلط چيره شده را بعدا ذكر خواهيم كرد . امتلاء قوه اكثر قبل از آنكه علائمى از خود نشان دهد بيمارى را بوجود آورده است . فصل هفتم - چيرگى يكى از اخلاط چيرگى خون : اگر علائم امتلاى آوندها از خلط پديد آيد و خون ، خلط پركننده آوند باشد سنگينى زيادى به بدن عارض مىشود و بويژه بيخ چشم‌ها و سر و دو گيجگاه شخص سنگينى مىكنند ؛ تمطط ( از هم كشيدگى ) و خميازه به شخص دست مىدهد ؛ خواب گران و ديرپا بيمار را فرامىگيرد ، و تيرگى به حواس وى و كندى به فكرش راه مىيابد . بدن شخص بدون رنج كشيدن و كار كردن قبلى خسته مىشود ؛ در دهانش طعم شيرين غير عادى احساس مىكند و زبانش سرخ مىگردد . ممكن است دمل‌هائى در بدن و جوش‌هائى در دهان بيمار ظاهر شود ؛ خون به سهولت در مواضع مختلف بدن وى ( از مقعد ، بينى و لثه ) جريان مىيابد . علائم اين چيرگى خون را مىتوان از كيفيت مزاج و علائم سابق الذكر و نوع مسكن و عمر و روش شخصى و دور افتادن از رگ زدن اعتيادى دريافت . همچنين كسى كه به اين علت