أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
253
قانون ( فارسى )
و آن اينكه : فرض كنيم شخصى در موقع سرماى زمستان تن خود را مىشويد ، اگر در اولين وهله ، آب گرم يا حتى آب ولرم بر خود بپاشد احساس چندش و آزار مىكند زيرا حالت بدنش با سردى خو گرفته است و از حالت آب گرم يا ولرم دور است و سردى و گرمى ضدهم هستند . ليكن بعدا با آب شستشو خو مىگيرد و از آن لذت مىبرد ، زيرا بتدريج حالت سردى كه بر او اثر گذاشته است تغيير مىيابد . همين شخص اگر در داخل حمام چندان بنشيند كه بدنش گرمتر از گرماى آبى باشد كه اول بر خود پاشيده بود و ناگهان همان آب اول را بر خود بپاشد ، آن را سرد مىانگارد و احساس لرزش مىكند . اگر اين مطلب را آموختى پس اين را نيز بدان كه مىگويم : هرچند يكى از دو نوع عوامل احساس و درد ، سوء مزاج مختلف است ، ليكن هر سوء مزاجى كه روى مىدهد از جنس مختلف نيست ، بلكه سوء مزاجى كه علتش گرمى ذاتى و يا سردى ذاتى يا خشكى عرضى باشد دردى دارد . در سوء مزاجى كه از نمناكى پديد مىآيد احساس درد در ميان نيست ، زيرا گرم و سرد دو كيفيت موثر و خشكى و ترى دو كيفيت متاثرند و از جنسى نيستند كه جسمى بوسيله آنها بر جسم ديگر اثر بگذارد ، بلكه جسمى از جسم ديگر بوسيله آنها تاثير مىپذيرد . پس چرا خشكى روىآور موجب درد و آزار است ؟ زيرا عاملى ، آزاردهندهاى از جنس ديگرى را با خود مىآورد كه عبارت از جدائىاندازى در پيوند ( تفرق الاتصال ) است . خشكى از آنجا كه بسيار بند آورنده است ممكن است پيوستگى اندام را به گسستگى تبديل نمايد و از همين جدائى اندازى است كه درد و آزار ميزايد و بس . ليكن راى جالينوس در اين باره - اگر صائب باشد - بر اين است كه سبب ذاتى هر دردى فقط اين جدائى افتادنها در پيوندهاست و چيز ديگرى نيست . بعقيدهء وى درد ناشى از گرمى از آن است كه گرمى جدائىانداز است ؛ سردى از آن جهت آزار مىرساند كه همواره جدائى پيوندها با آن همراه است ، زيرا سردى از آنجا كه غلظت و تراكم شديد ببار مىآورد اجزاء را جمع مىكند . بديهى است اجزائى بجاى گرد آمدن كشيده مىشوند كه از جائى كه كشيده شدهاند جدا گردند . جالينوس در صحت نظريهء خود چنان اصرار دارد كه پا را از آن هم فراتر مىگذارد و در برخى نوشتههايش چنين مىپندارد كه همه محسوسات از همين طريق آزار مىرسانند ، يعنى از طريق جدائى انداختن و يا از طريق جمع كردنى كه حتما از جدا كردن حاصل مىشود . به عقيدهء وى رنگ سياه كه چشم را آزار مىدهد از شدت جمع آمدن است و سفيد آزاردهندهء چشم از شدت جدائى است . از چاشنىها ، تلخ و شور و ترش از آن جهت درد آورند كه به حد افراط جدائى مىاندازند و مزهء گس كه بسيار بند آورنده است حتما تفريقى در پى