أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

164

قانون ( فارسى )

نيروى تخيل مىنامند . اگر نيروى ناطقه ( گفتارى ) بر او وارد شد و از آن بسود خود بهره‌بردارى كرد ، آن را نيروى تفكر مىنامند . فرق ميان نيروى خيالى و نيروى تفكر هرچه و هر اندازه باشد ، آنچه كه معلوم است اينكه نيروى خيال نيروئى است كه محسوسات را مىپذيرد و آنها را در خود نگاه مىدارد و نيروى تفكر انبارشده‌اى خيال را دستكارى مىكند ، باهم مىآميزد و تصويرهاى دست‌نخورده را به آن صورت كه در حس موجودند ، آماده مىكند و نشان مىدهد و تصويرهائى بر خلاف آنچه در حس بوده‌اند نمايان مىسازد ؛ مانند اينكه انسانى پرواز مىكند ، يا كوهى زمردين عرض اندام مىنمايد . ليكن خيال تنها تصويرهائى را آماده مىكند كه از حس دريافت داشته است و دخالتى در آنها ندارد . منشاء اين نيرو بطن ميانى مغز است . اين نيرو ابزار كار نيروئى است كه همان نيروى حس‌كنندهء حقيقى باطنى در جانوران است و آن را نيروى وهم ( پندار ) مىنامند . همين نيروى وهم است كه به جنس جاندار مىفهماند گرگ دشمن است ، فرزند دوست‌داشتنى است ، آنكه او را علف مىدهد دوست است و با اينكه در نيروى ناطقه با وى شريك نيست ، از دوستى او روگردان نمىشود . دوستى و دشمنى غير محسوس هستند و حس جانور آن را درك نمىكند . پس بايد آنچه اين درك را در جانور ايجاد مىكند و بر آن‌ها فرمان مىراند نيروى ديگرى باشد و اين نيرو هرچند بوسيله درك كردن نطقى نيست بجز اينكه نوعى احساس است كه به حس نطقى متعلق نيست . انسان نيز در بسيارى مواقع اين نيروى وهم را به كار مىبرد و عينا مانند حيوانات بىزبان از اين نيرو تاثيرپذير مىگردد . نيروى وهم با نيروى خيال تفاوت دارد زيرا خيال محسوسات را تثبيت و مورد تصرف خود قرار مىدهد و نيروى وهم بوسيله محسوس در غير محسوسات تصرف مىنمايد . نيروى وهم با نيروى مفكره نيز متفاوت است زيرا كنش‌هاى وهم هيچ حكمى بدنبال ندارد ، اما كنش‌هاى نيروى مفكره و متخيله نوعى حكم و بلكه حكم‌هائى به دنبال دارد . كنش‌هاى آن يعنى متخيله تركيب در محسوسات است ولى كنش‌هاى اين بوسيله امور محسوسه هست لكن در معانى غير محسوس حكم مىكند . همچنانكه حس در حيوان بر تصوير محسوسات حكمفرماست ، وهم بر معانى تصويرهائى كه به‌سوى وهم مىآيد و به نيروى حس نمىرسد حكمفرماست . برخى اين نيرو را نيروى تخيل مىنامند و اين نامگذارى را روا دانسته‌اند . مجازا چنين كسانى مىتوانند اين كار را روا دارند و همه كسان در نامگذارى آزادند ولى بايد معنيها را فهميد و تفاوت‌ها را سنجيد . بر طبيب لازم نيست كه با اين نيرو شناسائى داشته باشد زيرا زيانهائى كه از اين نيروها روىآور است پيرو زيانهائى است كه از كنش نيروهاى پيش از او ببار آمده‌اند ؛ مانند خيال و تخيل و آنچه كه بعدا ذكر خواهيم كرد . طبيب بايد