أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

165

قانون ( فارسى )

نيروهائى را در نظر بگيرد كه هرگاه به كنش آنها آسيبى رسيد به بيمارى مىانجامد . هرگاه كنش يكى از نيروها را آسيبى رسيد و سبب اين آسيب ، گزندى باشد كه از كنش نيروى پيش از اين نيرو بوجود آمده است و آن آسيب از تباهى مزاج و يا فساد يكى از اندام‌ها پديد آمده باشد ، كافى است كه طبيب آسيبى را كه بسبب بدى مزاج يا فساد تركيب آن بر كنش آن نيرو وارد آمده است كاملا تشخيص دهد و آن را معالجه كند و يا از پيشرفت بيمارى جلوگيرى نمايد . بر طبيب لازم نيست بر چگونگى حوادث و پيش‌آمدهاى نيروى منشاء كنش آسيب‌ديده آگاه باشد ؛ مانند اينكه خيال براى تصوير محسوس كه بوسيله واسطه‌اى به حس درمىآيد مانند انبارى است . پيش‌آمدى كه براى خيال رخ مىدهد شايان شناختن است و واسطه در اين ميان دخلى ندارد . 3 - سومى را چنان كه اطباء تعريف مىكنند اگر به دقت بررسى كنيم همان قسمت پنجم يا چهارم است و آن عبارت از نيروى حافظه يا نيروى يادآور است . نيروى يادآور براى معنىهائى كه از محسوسات - نه از تصور محسوسات - به طرف وهم مىآيند بسان يك انبار است . منشاء نيروى يادآور بطن عقبى مغز است . در اين زمينه نيز كه آيا نيروى حافظه و يادآور كه گم‌شده‌هاى وهم را بازمىگرداند يك نيروست يا دو نيرو ، اختلاف‌نظر وجود دارد . بر طبيب لازم نيست خود را با اين يگانگى يا دوگانگى مشغول كند ، زيرا هر بلائى بر آنها نازل شود همجنس است و هر بلائى كه بطن عقبى مغز را فراگيرد يا از جنس مزاج است و يا از جنس تركيب . 4 - يا 5 - نيروئى كه از نيروهاى نفس درك‌كننده باقى مىماند همانا نيروى ناطقهء انسان است و به همان علت كه ما شرح داديم اطباء آن را جزو نيروى وهم بشمار نياورده‌اند . نيروى وهم از حساب اين نيرو خارج مىشود و اطباء فقط كنش‌هاى سه نيرو را در نظر مىگيرند و بس . فصل ششم - قواى نفسانى حركت‌دهنده نيروى حركت‌دهنده نيروئى است كه وترها را درهم مىكشد ؛ آنها را فرومىهلد و بوسيله آنها اندامها و مفصل‌ها را به حركت وامىدارد . اين نيرو وترها را انبساط مىدهد و آنها را انحنا مىبخشد و در پىهائى كه بماهيچه‌ها پيوسته‌اند نفوذ مىدهد . نوع اين نيرو بحسب نوع منشاء حركت‌ها تغيير مىكند و در هر ماهيچه بر مزاج آن ماهيچه درمىآيد . اين نيرو تابع فرمان وهم سبب گرد آوردن است .