أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

148

قانون ( فارسى )

شاخه دوم همراه شاخه اول و به همان حالت است و مانند آن پراكنده مىشود . شاخه سوم نيز در وسط ساعد متفرق مىگردد . شاخه چهارم كه از سه شاخه ديگر بزرگتر است آشكار مىشود و بالا مىآيد . انشعاباتى از آن جدا مىشود كه با شاخه‌هاى سر و صورت مىآميزد و رگ چهار اندام را بوجود مىآورد . رگ چهارم اندام : رگ چهارم اندام ( وريد زند اسفلى ميانى ) از داخل تن شروع مىشود ، بر زند زيرين بالا مىآيد ، بعد به سوى خارج مىگرايد و سپس انحنا مىيابد و به شكل لاندا ( حرف يونانى ) درمىآيد . بال فوقانى اين شكل لاندا مانند به سر زند زبرين و به طرف مچ روى مىآورد و در پشت شست بين شست و انگشت شهادت پراكنده مىشود . بال پائين آن به طرف انتهاى زند زبرين مىآيد و سه شاخه مىگردد : شاخه اول به محلى در بين انگشت ميانى و شهادت مىرسد و با رگى كه در بخش بالائى انگشت شهادت است مىپيوندد و هر دو آنها به يك رگ تبديل مىشوند . شاخه دوم رگى است بنام اسيلم كه بين انگشت ميانى و بنصر متفرق مىگردد . شاخه سوم به طرف انگشت بنصر و انگشت كوچك مىرود . همه اين شاخه‌ها در انگشتان پخش مىشوند . فصل پنجم - وريد اجوف پائين‌رو گفتار ما دربارهء قسمت بالاروى وريد اجوف پايان يافت . اينك درباره قسمت پائين‌روى اين رگ كه بزرگتر از اولى است بحث مىكنيم و مىگوئيم : قسمت پائين‌روى وريد اجوف بعد از خروج از كبد و پيش از آنكه پشت را تكيه‌گاه خود قرار دهد از خود انشعابات مويرگى جدا مىسازد كه به پيچ‌وخم‌هاى كليه وارد مىشوند و در كليه و اعضاى مجاور كليهء راست پراكنده مىگردند و غذاى آنها را تامين مىنمايند . بعدا در كليه چپ ، از اين وريد رگى جدا مىشود و همچنين مويرگ‌هائى از آن منشعب مىگردند كه در پيچ‌وخم‌هاى درون كليه چپ و اعضاى نزديك آن پراكنده مىشوند و به آنها غذا مىرسانند . سپس دو رگ بزرگ از آن جدا مىشود كه آن دو رگ را دو رگ طالع ( طالعين ) « 237 » مىنامند . دو رگ طالع به دو كليه متوجهند و خونابه را مىپالايند و از اين خونابه غذاى هر دو كليه را تامين مىكنند . از طرف چپ دو طالع رگى جدا مىشود كه به بيضه چپ افراد نر و بيضه

--> ( 237 ) - وريدهاى كليوى ( Renal V . ) خون كليه‌ها را جمع‌آورى نموده ، به صورت تنه وريدى كوتاه و ضخيم ( از هر كليه يكى ) كه در طرف چپ كمى طويل‌تر است و به وريد اجوف تحتانى مىريزند .