أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

147

قانون ( فارسى )

فصل چهارم - وريدهاى دست وريد كتفى : وريد كتفى همان وريد قيفال است كه وقتى به بازو نزديك مىشود شعبه‌هائى از آن جدا مىگردد و در پوست و بخش‌هاى سطحى بازو متفرق مىشود « 234 » و بعدا كه به مفصل آرنج نزديك شد به سه بخش تقسيم مىگردد : قسمت اول رگ بازو است كه در كناره‌هاى سطحى زند زبرين كشيده مىشود و از آنجا به طرف خارج و به سوى خميدگى زند زيرين گرايش مىيابد و در قسمت‌هاى پائين اجزاى سطحى مچ دست پراكنده مىگردد . قسمت دوم رگى است در سطح ساعد كه به محل پيچش آرنج روى مىآورد و با قسمتى از وريد زير بغلى درمىآميزد و از اين دو آميزه رگ چهارم اندام ( اكحل ) « 235 » بوجود مىآيد . قسمت سوم رگ عمقى است و در عمق مسير خود با شعبه‌اى از وريد زيربغلى مىآميزد . وريد زيربغلى « 236 » : اين وريد ابتدا شعباتى از خود جدا مىكند كه در ماهيچه‌ها فرومىروند و بجز يكى از آنها در ماهيچه‌هاى زيربغل پراكنده مىشوند و در آنجا پايان مىيابند . شعبه‌اى كه بعد از ماهيچه‌ها هم ادامه دارد خود را به ساعد مىرساند . اين وريد زيربغلى وقتى به مفصل آرنج نزديك مىشود دو قسمت مىگردد : قسمت اول آن ، عمقى است و با شعبه عمقى سر و صورت مىپيوندد و كمى باهم مجاورت دارند و بعدا از هم جدا مىشوند . بخشى از اين جدا شده‌ها رو به داخل ، پائين مىآيد و سرانجام به انگشت كوچك و بنصر مىرسد و در نيمه انگشت ميانى پايان مىيابد و بخش ديگر بالاروست و در اجزاى بيرونى دست كه با استخوان در تماس هستند متفرق مىگردد . قسمت دوم از وريد زيربغل وقتى به ساعد مىرسد چهار شاخه مىگردد : شاخه اول در بخش‌هاى پائين ساعد متفرق مىشود و به مچ دست مىرسد .

--> ( 234 ) - نسخه انگليسى : وريد سفاليك ادامه وريد كتفى است . چند شاخه از آن منشعب مىشود كه به پوست و بخش‌هاى سطحى بازو وارد مىگردد . ( 235 ) - وريد زند اسفلى ميانى ( Median Cubilal V . ) پس از گرفتن خون وريد راءسى در زير آرنج و دريافت شاخه‌هاى فرعى متعدد در امتداد حفره زند اسفلى بطور مايل به طرف بالا رفته و به وريد باسليق ( بازيليك ) مىريزد . ( 236 ) - وريد زير بغلى ( Axillary V . ) : در اندام فوقانى قرار دارد . در حاشيه تحتانى عضله دندانه‌اى بزرگ از اتصال وريد باسليق ( بازيليك ) و وريد بازوئى بوجود آمده و در حاشيه طرفى اولين دنده وريد تحت ترقوه‌اى را مىسازد .