أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
118
قانون ( فارسى )
جمله سوم : عصب كه شامل شش فصل است فصل اول - گفتار ويژهاى راجع به عصب « 180 » عصب داراى دو فائده است : فائده ذاتى و فائده غرضى . فائده ذاتى آن در اين است كه مغز بوسيله اعصاب حس و حركت را به ساير اندامها مىرساند . فائده عرضى در آن است كه اعصاب گوشت را متراكم مىگردانند و تن را تقويت مىكنند . اگر اندامهاى بدون حس مانند جگر و طحال و شش را آسيبى رسد ، بوسيله اعصاب ( پوشش غشائىشان ) از آن آگاه مىشوند ، چه هرچند اين اندامها فاقد حس مىباشند ، ليكن در اعصابى پيچيدهاند و غشاءهائى آنها را پوشانده است كه وقتى يكى از اين اندامها بر اثر باد كردن متورم شد و يا به علت گسترش باد انبساط يافت ، سنگينى تورم و انتشار باد در اندام به اعصاب پيچيده بر آن اندام و به ريشه اين اعصاب سرايت مىكند . اعصاب بر اثر سنگينى ( فشار ) ورم انقباض حجم و بر اثر گسترش باد انبساط پيدا مىكنند و به اين ترتيب اندامها را از روىآوردها آگاه مىسازند « 181 » . چنان كه معلوم و مشخص گرديده است ، منشاء اعصاب مغز است و انتهاى آنها به پوست
--> ( 180 ) - اعصاب رشتههاى متشكل از تارهاى عصبى هستند كه درازى آنها حتى تا يك متر مىرسد . اين رشتهها هادى تحريكهاى عصبى بين مغز ، مغز حرام و قسمتهاى مختلف بدن مىباشند . ( 181 ) - تامين حساسيت اعضاى درون شكم به دو وسيله انجام مىگيرد . يكى بوسيله رشتههاى اعصاب نباتى خودكار كه از امعاء و احشاء و صفاق احشائى ( Peritoneum ( vicerale بيرون مىآيند و با آنها در ارتباط مىباشند ( موجب احساس دردهاى ويسرال مىگردند ) . ديگر ، آنكه از ديوارهء شكم و همچنين صفاق جدارى ( Peritoneum Parietale ) و پايه و محل ارتباط امعاء و احشاء در شكم ، ريشه بند رودهاى است كه با سلسلهء اعصاب مركزى در ارتباط مىباشند ( احساس دردهاى احشائى را باعث مىشوند ) . علت اصلى بوجود آمدن دردهاى احشائى عبارتست از ايجاد آنى و زياده از حد بالا رفتن فشار در اعضاى توخالى ، انبساط پوشش غشائى عضو و همچنين جمع شدن و انقباضهاى ماهيچهاى مىباشد .