أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

103

قانون ( فارسى )

زمين باز مىكنند و هرگاه ماهيچه دوم به تنهائى به كار افتد مچ پشت به زمين مىگردد . در صورتى كه ماهيچه اول به تنهائى حركت كند ، انگشت شست و انگشت شهادت را از هم دور مىسازد . براى باز شدن مچ ماهيچه ديگرى نيز وجود دارد كه در سطح خارجى زند زبرين جايگزين است . منشاء اين ماهيچه بخش‌هاى پائين سر بازو است و وتر دوسرى از آن خارج مىشود كه در قسمت جلوى انگشت ميانى و انگشت شهادت بوسط كف دست مىپيوندد و سر وترهاى آن در مچ به زند زبرين تكيه مىكند . اين ماهيچه مچ را رو به زمين باز مىكند . ماهيچه‌هاى تاكننده : ماهيچه‌هائى كه مچ بوسيله آنها حالت بسته شدن به خود مىگيرد عبارتند از : يك جفت ماهيچه‌اى كه در قسمت خارجى ساعد جاى گرفته‌اند و يكى از آن‌ها بر بالاى ديگرى قرار دارد . ماهيچهء پائينى از راس رو به داخل بازو شروع مىشود و در جلوى انگشت كوچك در كف دست پايان مىيابد . ماهيچه بالائى ، بالاتر از سر رو به داخل باز و شروع مىگردد و در كف دست در جلوى انگشت كوچك پايان مىيابد . ماهيچه ديگرى با اين دو ماهيچه همراه است كه از قسمت پائين باز و شروع مىشود . اين ماهيچه در وسط دو ماهيچه نامبرده قرار مىگيرد و داراى دو سر است كه صليب‌وار تقاطع كرده‌اند و هر دو سر آن به وسط انگشت شهادت و انگشت ميانى مىپيوندند . اگر دو ماهيچه باهم حركت كنند مچ را تا مىكنند . ماهيچه‌هاى عامل بر روى افتادن و بر پشت افتادن مچ همان ماهيچه‌ها هستند كه براى باز كردن و تا كردن مچ به كار مىروند . اگر يكى از دو ماهيچه مقابل هم بطور مورب به حركت افتد يكى از دو حالت باز شدن و يا تا شدن مچ پيش مىآيد . چنانچه ماهيچه‌اى كه در جلو انگشت خنصر به كف دست پيوسته است به تنهائى حركت كند كف دست را برميگرداند و در صورتى كه ماهيچه شست - كه بعدا آن را ذكر خواهيم كرد - به اين ماهيچه كمك كند ، كف دست تماما پشت به طرف زمين برميگردد و اگر ماهيچه‌اى كه در جلو انگشت شست به مچ پيوسته است به تنهائى حركت كند كف دست را كمى رو به زمين مىنمايد و در حالتى كه ماهيچه خنصر - كه بعدا آن را ذكر خواهيم كرد - با اين ماهيچه همكارى كند ، كف دست به كلى رو به طرف زمين گرايش مىيابد . اين را بايد بدانى . فصل بيستم - ماهيچه‌هاى انگشتان دست برخى از ماهيچه‌هائى كه انگشتان دست را به حركت درمىآورند در كف دست و برخى ديگر در ساعد قرار دارند ، چه اگر همه آنها در كف دست بودند كف دست بواسطه زيادى گوشت سنگين مىشد و چون ماهيچه‌هاى مچ از انگشتان دور بودند مىبايست براى رسيدن به انگشتان ، وترهاى درازى داشته باشند و اين وترها نيز به محافظى نيازمند بودند . وترها گذشته از اينكه نيرومند و به شكل مستدير هستند ، بوسيله غشاهائى پوشيده شده‌اند كه آنها را مانند