أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

91

قانون ( فارسى )

چون بيم آن مىرفت كه اگر آسيب‌هائى وارد شود و درد و آزارى روى دهد ، مغز نيز با دو ماهيچه مذكور در اين آسيب سهيم گردد و در نتيجه صاحب مغز به بيمارى سرسام و مشابه آن مبتلا گردد ، آفريدگار توانا ماهيچه‌ها را در نزديكى منشاء كه همانا مغز است در دو استخوان جفت پوشاند و آنها را در محل امنى مستتر كرد ، به همان شكل كه راس نيزه در پوشش آهنين خود قرار گرفته است . اين كمينگاه از دو استخوان زوج بوجود آمده است . اين ماهيچه‌ها از شكافهاى معبر كه ماده پوششى نيز با آنهاست مسافت مناسبى را به طرف زوج همسايه مىپيمايند تا بتوانند بتدريج و اندك‌اندك گوهر خود را سخت سازند و از رستنگاه اول خودشان كم‌كم فاصله بگيرند . هريك از اين دو ماهيچه وتر بزرگى دارد كه لبه آرواره زيرين را در بر گرفته است . وقتى وتر جمع مىشود آرواره بلند مىشود و دو ماهيچه ديگر كه از داخل دهان هريك از معبرى مىگذرد و به سوى آرواره زيرين سرازير مىشود در بلند كردن آرواره به دو ماهيچه گيجگاهى كمك مىكند ، چه اين بار گران را پشتيبان و نيروى تقويتى لازم است . وترى كه از اين دو ماهيچه بوجود مىآيد از وسط آنها و نه از كناره‌هاى آنهاست تا بيشتر محكم باشند . ماهيچه‌هائى كه عمل باز كردن دهان و پائين آوردن آرواره را انجام مىدهند منشاء تارهاىشان زوائدى سوزنى ( زائدهء پستانى ) است كه در عقب گوش قرار دارند . از اين رشته‌ها ماهيچه‌اى بوجود مىآيد كه بعدا به وترى تبديل مىگردد تا بيشتر استحكام يابد و سپس مجددا شاخه‌شاخه مىشود و آگنه گوشت مىگردد و باز ماهيچه مىشود ( ماهيچهء دو بطنى ) « 116 » . و اين ماهيچه را ماهيچه مكرر مىنامند . اين اعمال مكرر بدين منظور است كه در ضمن گسترش از دسترس آسيب‌ها دور باشد ، و سرانجام در محلى كه جاى پيچش آرواره به سوى زنخ است به آرواره مىپيوندد و وقتى منقبض مىشود لپ صورت را به سوى عقب مىكشاند و بديهى است كه از اين كشيدن بلند مىشود . از آنجا كه سنگينى طبيعى در پائين آمدن موثر است ، براى پائين آوردن ، دو ماهيچه كافى بود و نياز به كمك وجود نداشته است . ماهيچه‌هائى كه حركات جويدن را انجام مىدهند از دو ماهيچه تشكيل مىشوند كه در هر طرف آرواره ، يكى از آنها قرار دارد . اين ماهيچه‌ها به شكل مثلث هستند . زاويه‌اى كه راس اين مثلث است در گونه جا دارد و از دو ساق آن يكى به طرف آرواره زيرين سرازير است و ديگرى به طرف زوج بالا مىرود . بين اين دو ساق قاعده مستقيم مثلث بوجود مىآيد . هريك از زواياى مثلث به جوانب خود نفوذ كرده است تا در حالت انقباض ، جهات مختلف را در اختيار داشته باشد و حركاتش يكنواخت نباشد و بتواند بطور منظم و متناسب به گرايش‌هاى لازم بپردازد و عمل خرد كردن و جويدن را به خوبى انجام دهد .

--> ( 116 ) - نسخهء انگليسى : هر عضله نخست از عضله‌اى گوشتى ( بطن خلفى ) شروع مىشود و دنبالهء آن بتدريج جهت استحكام بيشتر ، به وتر تبديل مىگردد و به دنيال وتر مجددا اتساعى بوجود مىآيد و عضلهء گوشتى كوتاهى ( بطن قدامى ) تشكيل مىشود .