أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
79
قانون ( فارسى )
آن برقرار باشد . استخوانهاى انگشتان مستديرند تا از پذيرش آسيب بدور باشند . اين استخوانها بدون تجويف و بدون مغز استخوانى هستند تا در حركت و گرفتن و كشيدن جسم پابرجاتر و استوارتر باشند . انگشتان در سطح داخل فرورفته و در سطح خارج محدب هستند تا عمل گرفتن ، مالش دادن و لمس كردن را بطور بهترى انجام دهند . كوژى يك انگشت در كنار كوژى انگشت ديگر نيست تا اگر نياز باشد همانند استخوان واحدى عمل كنند و چنان بهم بهپيوندند كه مانند يك استخوان باشند . ليكن در دو كناره انگشتانى مانند شست و انگشت كوچك يعنى در كنارهاى كه با انگشت ديگر مماس نمىشوند ، خميدگى وجود دارد تا هنگام گره كردن مشت سطح محدبى بوجود آورند كه از آسيب در امان باشد . در سطح داخلى انگشتان ( كف دست ) گوشت وجود دارد « 106 - ب » تا به آنها استوارى بخشد و مانع لغزش جسم گرفته شده گردد . ليكن در سطح خارجى انگشتان گوشت وجود ندارد تا سنگينى ايجاد نشود و آنها بتوانند در مجموع جنگافزار موثرى باشند . گوشت سرانگشتان از بقيه جسم آنها بيشتر است تا در موقع بهم رسيدن چنان هموار شوند كه مانند اجزاء بهمچسبيده عمل كنند . طول بندهاى انگشت ميانى از همه بيشتر است و بعد از آن بندهاى انگشت بنصر و سپس بندهاى انگشت شهادت و آخر الامر بندهاى انگشت كوچك به ترتيب ذكر شده كوچكتر مىشوند تا در موقع بسته شدن همه برابر باشند و شكافى ايجاد نشود و همچنين اين چهار انگشت با وسط كف دست بتوانند در موقع گرفتن اشياء مستدير ، گودى بوجود آورند . عمل انگشت شست با هريك از چهار انگشت ديگر همانند است و اگر در جاى ديگرى غير از محل كنونى بود فائدهاى نداشت . فرض كنيم كه اين انگشت در وسط كف قرار داشت ، در اين صورت امكان كارهائى را كه بوسيله كف انجام مىدهيم از دست مىداديم و اگر در پهلوى انگشت كوچك بود هيچيك از دو دست در هنگام بسته شدن و گره شدن برهم گرد نمىآمدند ، درحالىكه با گرفتن شست گرد هم مىآيند . گذشته از آن اگر شست در عقب بود چه وضعى پيدا مىشد ؟ - انگشت شست با استخوان كف دست پيوستگى ندارد تا فاصله بين شست و انگشتان ديگر تنگ نشود . اگر چهار انگشت از سوئى و انگشت شست از سوى ديگر بر شيئى گرد آيند ، كف دست مىتواند جسم بزرگى را در بر گيرد . از طرف ديگر براى جسمى كه در كف دست قرار مىگيرد ، انگشت شست بسان دريچه اطمينانى است و انگشتهاى كوچك و بنصر براى آن جسم مانند پوششى مىشوند و آن را از جانب زيرينش پنهان مىسازند . استخوانهاى ريز و مجوف انگشتان همگى بوسيله لبهها و گودىهائى درهم فرورفتهاند ،
--> ( 106 - ب ) - انگشتان فاقد عضلات گوشتى هستند و از بندها ، وتر ، پوشش بافت همبند و نسج ليفى چربى ، همراه با عروق و اعصاب تشكيل شدهاند .