أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
75
قانون ( فارسى )
پهناى شانه كه مستدير مىشود با غضروفى مىپيوندد . فائده اين غضروف همان است كه در بحثهاى ديگر ذكر شده است . فصل هيجدهم - تشريح بازو استخوان بازو مستدير آفريده شده است تا كمتر آسيبپذير باشد . راس فوقانى بازو انحنا دارد و بوسيله مفصل سست و نهچندان محكمى ، در حفره استخوان كتف جاى گرفته است . به علت همين سستى مفصل است كه بازو بسيار از جا درمىرود . ليكن در اين سست مفصلى دو فائده نهفته است كه يكى نياز و ديگرى ايمنى است . براى حركت بازو به اطراف به اين سستى نياز است و فائده آن در ايمنى اين است كه بازو با اينكه به حركات زياد در جهات مختلف نيازمند است ، ليكن اين حركات آنقدر پىدرپى و دائمى نيست كه بيم گسستن زردپىهاى رابط و يا كندن آن برود . بازو در اكثر حالات آرام است و ساير بخشهاى دست در حركت مىباشند . به همين جهت مفصلهاى دست از مفصل بازو محكمتر هستند . مفصل بازو را چهار زردپى در ميان گرفتهاند كه يكى از آنها پهن و غشاء مانند است و مفصل را دربرگرفته است ، و دو ديگر از زائده غرابى پائين مىآيند كه يكى كناره پهن دارد و دور بازو را مىگيرد و دومى كه سخت و بزرگتر است همراه چهارمين زردپى كه آن نيز از زائده نزديك خودش پائين آمده است در بريدگى كه براى هر دوى آنها آماده شده است نازل مىشوند و وقتى اين دو به بازو رسيدند پهن مىشوند و آستر بازو مىگردند و به ماهيچههائى مىپيوندند كه در داخل بازو پهلوى هم قرار گرفتهاند . سطح داخلى بازو گود و سطح خارجى آن كوژ است و ماهيچه و عصب و رگها در آن قرار مىگيرند تا انسان به خوبى بتواند چيزى را به بغل گيرد و دست به خوبى به دست ديگر برسد . انتهاى تحتانى بازو داراى دو زائده بهم چسبيده است . يكى از اين دو زائده كه به درون نزديكتر است ( زائده فوق لقمهاى داخلى ) از ديگرى درازتر و باريكتر است و با بخشهاى ديگر مفصل نمىشود و عمل آن حفاظت عصب و رگهاست . زائدهاى كه به بيرون نزديك است داراى يك برآمدگى است كه بوسيله آن مفصلى را در آرنج پديد آورده است ، همچنانكه آن را ذكر خواهيم كرد . بين دو زائده ذكر شده ، شيارى وجود دارد . در هر دو لبه اين شيار دو گودى است كه يكى در بالا به سوى جلو و ديگرى در پائين به طرف عقب مىباشد : گودى بالائى كه به طرف داخل است هموار و صاف است و هيچ نوع مانعى در راه آن نيست ؛ گودى ديگر كه بزرگتر و رو بخارج است و بعد از گودى اولى است ، نه صاف است و نه داراى گودى مستدير ، ليكن مانند ديواره قائمى است كه وقتى زائده ساعد به طرف خارج حركت مىكند و به آن مىرسد متوقف مىگردد . به زودى نيازمندى به اين زائده خارجى را بيان خواهيم كرد . بقراط اين دو گودى را « دو چشم » « 102 » نام نهاده است .
--> ( 102 ) - دو فرورفتگى در انتهاى تحتانى سطح قدامى استخوان بازو .