أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

78

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

از صديد و متراكم و متحرك كتف‌اند و اين هر دو زوج‌اند و هر فرد از ايشان پنج شعبه گذاشته متفرق مىشوند اندر سينه و غذا مىدهد اضلاع را آنچه عليا باشد از آنها چهارم ضلع شعبه از آنها غذا مىدهند مواضع كتف را و شعبه ديگر فراگيرد حوالى عضله غائر در عنق از براى غذاى او و شعبهء ديگر از آنها نفوذ مىكنند در ثقبه فقرات سته عليا در رقبه بود و تجاوز مىكند از جانب رقبه بجانب سر و شعبه عظمى كه اعظم جمله بود صابر مىشود بجانب ابط از هر طرف و در زير بغل متفرع مىشوند به چهار فرد كه اول آنها مىرود در عضله كه در قص سينه بود و اين عضله از ان جمله باشد كه محرك مفصل كتف بود دوم از شعبها اربعه متفرق مىشود در لحم رخو و در صفافاى كه در ابط باشند و شعبه سوم نازل مىشود از جانب سينه بجانب مراق كه شكم بود چهارم از آنها كه اعظم از جمله بود منقسم مىشود به سه جزو متفرق مىشوند در عضله كه در تقعير كتف و جزئى ديگر از آن در عضلهء كبيره كه در ابط و شعبه سوم آنكه مرور مىكند بر بازو به جانب دستها و آن رگ را رگ ابطى گويند كه آنچه باقى مىماند از انشعاب اول كه منشعب مىشود يك فرد او به اين اقسام بسيار كه به آن صاعد مىشوند به جانب گردن و مىگويند كه چون امعان كنند در عنق منقسم شوند به دو قسم يكى از آن وداج ظاهر بود دوم از آن دو غاير بود اما وداج ظاهر منقسم مىشود همچنانكه بالا رود رو به مرفق رسد به دو قسم شود يكى از آن دو قسم كه چون منفصل مىشود شروع مىكند كه برود به جانب قدام و به جانب خلف و قسم دوم شروع مىكند اولا به جانب قدام و بعد از آن متسافل مىشود بعد از آن سعود مىكند و به بالا مىرود اعتماد كرده به ظهر مرفق و مستدير شده بر ترقوه باز متصاعد مىشود و اعتماد مىكند به ظهر رقبه تا آنكه لاحق مىشود به قسم اول مختلف مىشود با او ازين هر دو وداج ظاهر معروف حاصل مىشود و بعضى گفته‌اند چون مخلوط شود به قسم اول منفصل مىشود و بعضى گفته‌اند چون مخلوط شود به قسم اول منفصل مىشود بعد از ان دو جزء يكى از ان دو شروع مىكند بطريق عرض بان ملتقى مىشود به همان فرد اولى در نزد ملتقاى ترقوه در موضع غائره فرد دوم مورب مىشود و مستظهر بجانب عنق و ملاقى فردى ديگر مىشود بعد از توريب و باز متفرع مىشود ازين دو زوج شعبهء ضد عنكبوتيه كه حس بصر آن را در نمىيابد و ليكن ازين زوج دوم متفرع مىشود خاصه در جمله فروع او سه شعبه آن آورده محسوسه را كه قدرى بود و غير آنها را قدر محسوسى نبود و ليكن ازين شعب كه ازين آورده ممتد مىشود بر كتف و آن را مسمى ساخته‌اند به عرق كتفى كه قيفال از ان منشعب مىشود و دو شعبه ديگر از پهلوى اين كتفى مىرود بجانب راس الكتف با هم ليكن يكى از ان دو محتبس مىشوند در آن موضع و از آنجا تجاوز نمىكند بلكه متفرق مىشود در آنجا و اما شعبه ثانى كه مقدم بود از ان دو او تجاوز مىكند بجانب راس العضد و متفرق مىشود در ان مقام و اما شعبهء كه آن را كتفى مىگويند او تجاوز مىكند از ان دو شعبهء مذكور و بجانب دست مىآيد و باقى عروق ازو منشعب مىشوند اما زوج ظاهر بعد از آنكه فردين او مخلوط مىشوند با يكديگر منقسم مىشوند به دو قسم و ميل بجانب باطن مىكنند و جزئى ازو متفرع مىشوند و از فروع شعبهاى صغار كه متفرق مىشوند در فك اعلى و شعبه ديگر كه اعظم بود از آن جمله متفرق مىشوند در فك اسفل و اجزاى هر ضفى از شعب اين وداج متفرق مىشوند در گرد زبان و در ظاهر از اجزاى عضل كه موضوع بود در ان مقام و جزئ ديگر كه مستظهر بود متفرق مىشود در مواضعى كه در پهلوى سر و دو گوش بود اما وداج غائر و آن در رگى بود كه ملازم مرى باشد و صاعد مىشود باوداج ظاهر باستقامت و در ان راه‌كير مىرود ازو شعبها مىماند كه مخلوط مىشوند بشعبه اتبه ازدواج ظاهر منقسم مىشود جمله در نزد و حنجره و جميع اجزاى عضل غائره و نفوذ مىكند آخر او بانتهاى درز لامى و متفرع مىشود در انجا و ازو فروع بسيار پديد مىشود و متفرق مىشود در اعضاى كه ميان فقره اولى و دومى بود و از آنجا شروع مىكند ديگر رگى باريكى شعرى تا بنزديك مفصل سر و مفصل رقبه و متفرع مىشود از وقوع بسيار و مىآيند بغشاى كه آن مجلل قحف بود و مىآيد بلتقاى ذو جمجمه قحف و عوض مىكند در آن مكان در قحف و شعبه دوم بعد از ارسال اين فروع نفوذ مىكند بجانب جوف در منتهاى درز لامى و متفرق مىشود ازو شعبه چند در غشاى دماغ خواه غليظ خواه رقيق تا ايشان را غذا دهد و ربط دهد غشاى صلب را بانچه در گرد او بود در بالاى او بود بعد از ان ظاهر مىشود و متفرع مىشود ازو فروع و غذا مىدهد حجاب محلل را در قحف بعد از ان به زير مىآيد از جانب غشاى رقيق بجانب دماغ و متفرق مىشود در دماغ مثل تفرق عروق ضوارب و محكم مىشوند اين جمله بضعاف غليظ و مودى مىسازند اين شعب را بموضع