أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
225
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
همچنانكه در استسقاء بنشف در نمك شود و رمل بيخ دريا - فصل پنجم در قوانين اسهال چون از بيشتر گذشت كه كسى كه خواهد كه اسهال خلطى كند بايد كه پيش از ان اسهال اعداد كند فعل مسهل را از توسيع مسام و تفتيح مجارى و تلبيس طبيعت كه اين جمله امان باشد از اضطراب عمل مسهل مگر كسى را كه در استعداد حدوث درب باشد كه درو اين شرائط دوا نبود بلكه بايد كه بادويه مسهل او ادويه مقيئ ممزوج سازند تا زود فرود نيايد بمعاء پيش از آنكه استيفاء عمل خود كرده باشد و كسائى كه ايشان را لثغ گويند و در سخن گفتن زيان ايشان گرفته مىشود آن جماعت مستعد انند از براى حدوث وزب پس بايد كه در ادويه مسهله ايشان دواى قوى نباشد كه زود بذرب مبتلا مىشوند و اگرچه حدوث ذرب ايشان از نوازل دماغ ايشان بود و نيز از جمله مخاطره مسهل يكى آن باشد كه اگر دواء مسهل قوى بمعده درآيد و در امعاء ثقل يابس بود كرب و تعب گردد پس بايد كه اولا آن را بحقنه يا بشياف دفع كنند بعد از آن شروع كنند در ايراد دواء مسهل ديگر بدانكه كسى كه خواهد كه مسهل خورد پيش از خوردن دواء مسهل اگر يك روز بحمام رود ان حمام او را مدد كند در سهولت عمل دوا اما در وقت ورود دواء مسهل بمعده در حمام درآيند چون فعل حمام بر خلاف فعل دواء بمسهل بود و غالب بود عمل دواء مسهل را بر طرف كند و باطل كند چراكه دواء مسهل ماده را از طرف بدن بجوف مىكشد و حمام بحرارتى كه دارد از جوف به اطراف مىكشد پس مانع بود آن عمل دواء مسهل مگر آنكه در فصل زمستان باشد و در حمام درنگ نكنند چندانى كه جذب حمام باخلاط رسد بلكه همان قدر كه خلط رقيق شود و بايد كه هواى شرب دواء مسهل فى الجمله بحرارت مائل بود خواه حمام و خواه مكان گرم و همچنين بود تمريخ كه ممد تلئين بود و بايد كه كسى كه عادت بداء مسهل قوى خوردن نداشته باشد بيك دفعه بدواء مسهل درنيابد بلكه بتدريج درآيد بمسهلات قوى ديگر بدانكه صاحبان تخمه و صاحبان اخلاط لزجه و كسانى كه ايشان را تمدد در شراسيف بود و در احياء ايشان التهاب و سدد بود بايد كه تا اين عوارض بصلاح نياوردند باغذيه ملينه بحمامات راحات و ترك حركات و ترك تعب مشغول شوند بعد از ان استعمال مسهل كنند ديگر بدانكه كسانى كه عادت ايشان آن بود كه آبهاى ايستاده خورند و كسانى كه سپرز ايشان گران باشد در اسهال ايشان دواء مسهل قوى بايد داد ديگر بدانكه خواب كردن بر دواء مسهل قوى موجب قوت دوا مىشود كه قوت او را بفعل مىآورد و اگر دوا ضعيف بود و يا بعد از عمل قوى بود قاطع فعل دوا بود پس اولى آن بود كه درين وقت خواب نكند كه خواب دوا را هضم مىكند ديگر بدانكه وقتى كه كسى دواى را بياشامد واجب بود بر او كه بر ان حركت نكند تا آنكه اشتمال كند معده بدان دوا و در ان اثر كند بحرارتى كه دارد كه تا ما دامى كه حرارت نبود استعمال نكند طبيعت و حرارت در دوا اثر نمىتواند كردن و اگر غثيان شود كسى را از شراب دوا بايد كه دفع كند غثيان را ببوى روايح طيبه كه مانع بود از غثيان مثل روايح نعنا و سداب و كرفس و به و سيب و گل خراسانى كه رش گلاب به آن كرده باشد با سركه كند و اگر از بوى دوا كراهت كند بينى خود را بربندند و از طرخونى يا برگ عناب يا تلج تخدير ذائقه كند و اگر خوف باشد در ان كه قى كند دوا را بايد كه اطراف خود را بربندند تا ماده به اطراف ميل كند و معده قادر نشود بر دفع آن و بعد از آنكه دوا خورده باشد چيزى بر بالاى آن خورند كه در ان قبضى بود و گاه باشد كه عمل بقوام آورده يا قند بقوام آورده از بالاى آن خورند و گاه باشد كه بپوشند خود را و گاه باشد كه خود را بموم روغن چرب كنند و گاه باشد كه دهن را پر از آب كنند با چيزى ديگر بعد از ان حب را بر بالاى آن خورند يعنى در دهان اندازند و باهم خورند چنان كه اثر دوا و حب ظاهر نگردد ديگر بدانكه آنچه مطبوخ بود از مسهل آن را نيمگرم خورند و آبى كه از پى حب خورند آن را نيمگرم خورند بايد كه معده شارب دوا را گرم كنند و قدم او را هم گرم كنند بروغنهاى ملين مثل روغن نرگس و چون ساكن شود ازو نفس او را از جا برخيزد و حركت كند اولا اندكاندك كه آن حركت معين او بود در ان اسهال و گاهگاه از آب نيمگرم خورد چندانكه اجزاء حب بتمامه مذاب شود و بيرون آيد از معده بعد از آنكه فعل خود را تمام كرده باشد ديگر بدانكه كسى را كه خواهد كه شرب دواء مسهل كند و حال آنكه مزاج او گرم بود و ضعيف التركيب باشد و ضعيف المعده بود پيش از شرب دوا چيزى خورد كه معده او را قوى گرداند مثل آب جو يا آب انار تا در معده او چيزى لطيف خفيف پيدا شود بر استمساك دوا در مدت عمل و پيشتر كسانى كه در گرما مسهل مىخورند از تپ ايمن باشند و بايد كه شارب دوا از غذا و از شراب چيزى نخورد تا وقتى كه دوا از عمل بازايستد و در وقت عمل مسهل بخواب نرود مگر آنكه