أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
215
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
در ظرفى كنند و از نمد شعبه در ان آب نهند و سر آن شعبه را در ظرفى ديگر كنند كه نزديك بود به آن ظرفى ادبى كه آب در ان ظرف است و ميل دهند آن شعبه را بجانب اسفل تا آب از ان ظرف عالى به آن مكان سافل متقاطر گردد بواسطه آن نمد يا سقرلاط يا كرباس دوتو و چون آب از ميان اين پارچهها بگذرد يقين صاف شود بعد از ان تناول نمايند و اگر در صنعت تقطير تكرار واقع شود اولى خواهد بود اما اصلاح بطبخ آن بود كه آب را در ديگ كنند و پاره از گل خوشطعم شيرين در ان اندازند تا پخته شود بعد از ان از آتش فرود آورند بيالايند و يا بگذارند تا آنكه بنفس خود صاف گردد يا آنكه جمع كنند ميان دو عمل اگر در آب مشروب طعمى ردى بود از مرارت يا ملوحت كه بعد ازين عمل باصلاح خواهد آمد و قسمى ديگر از ترويق آن بود كه آب را در ظرفى كنند و آن را مدتى بدست حركت دهند تا آنكه آن آب در ميان آن طرف راوق شود به حركت به شرط آنكه از گل خوشطعم در ان چيزى باشد و از جمله تدبير اصلاح آبها يكى فرج آب بود به شراب يا با سركه و ديگر از جمله مصلحات آب يكى آن باشد كه كم خورند و در وقت خوردن چيزى كه مسكن تشنگى بود با آن بياميزند و اگر آب هم كم بود تدبير هم در ان مشترك بود چنان كه ممزوج سازند با سركه يا سكنجبين و بعضى خرنوب و بر مورد هم ممزوج كردهاند از براى اصلاح و نفع يافتهاند و همچنين از فواكه مثل به و سيب و انار و زعرور و از جمله مصلحات آب بود و اما اگر شراب مختلف واقع شود بىآنكه آن را اصلاح كرده باشند بايد كه آبى را بعد از شرب بطريقى ديگر بصلاح آورند چنان كه آبى كه از معدن زاج باشد مثل آب شبى و عفص آن را اصلاح كنند بملينات طبيعت و همچنين شرب شراب بر آب در موضع شراب مصلح بود و اگر آب تلخ باشد بعد از آن چربيها خورند مثل شربتها و اگر آب نخود پيش از آب مختلف خورند ضرر آب مختلف را بنوشاند و همچنين نخود بنفسه مصلح آب بود اگر بخورند و آبى كه در نيستانها ايستاده باشد و متعفن شده باشد بايد كه پيش از ان غذاى خورند كه گرم باشد بالفعل و بعد از ان چيزى از قوابض اكل كنند و از ميوهها مثل سيب و به و از بقول مثل ريباس اما آبهائى كه غليظ بود و كدر بايد كه بر ان و بعد از ان سير خورند و از جمله مصيفات آب شب يمانى باشد و ديگر بعضى اصلاح آبها را پياز هم كردهاند و آن را بترياق آبهاى فاسد مىدانند خصوص كه آن پيازى بود كه در سركه پرورش يافته باشد كه در گرما و سرما هر دو مصلح بود چنان كه سير در سرما اصلاح مىكند و خس در گرما و بعضى بجاى خاك بلد مالوف را برميدارند و با آب منزل اول مىآميزند و همچنين آب آن منزل بمنزلى ديگر بطريق كه در خاك گفته شد تا به مكان مطلب و محل مقصد مىرسند و بهر طريق كه باشد اگر بآبى رسند كه مجهول الاحوال بود خصوص كه گمان آن بود كه آن را درن گويند و در هند جوك بود از براى كرپاس خورند تا آنكه درن يا خورده گاه و گياه در ان نباشد و بعد از ان از ربوب حامضه مثل رب ريباس و به و سيب و انار اگر تناول شود تدبير نيكو بود از براى اصلاح آبها فصل هشتم در تدبير مسافر دريا بدانكه او را سفر دريا پيش آيد بداند آن را كه در كشتى بواسطه هول دريا و حركت كشتى او را دوار و سدر كه سر گردش و تاريكى پيش چشم بود عارض مىشود و همچنين غثيان و قى نيز عارض مىگردد پس بايد كه آن قى را نگه ندارد و قى كند كه آن قى او را امان باشد از بسيارى از امراض سوداوى و بلغمى چنان كه دانسته شد مثل جذام و برص و امثال اينها و اگر چنان كه از قى كردن عاجز باشند و قى نتواند كردن يا آنكه تنقيه بدن كرده باشد بايد كه معده را تقويت كند بربوب فواكه و حموضات و مسكنات مواد بخورد از سيب و به و انار و امثال اينها از فواكه حامضه و گويند كه اگر كسى از تخم كرفس چيزى تناول كند منع كند غثيان را و ساكن شود قى از ان و همچنين بود حال افسنتين و چيزى كه مانع صعود بخار بود بدماغ مثل اطعمه حامضه از مثل عدس مبرزنجل و فودنج يا حاشا يا غوره يا آنكه نان را در شربه ليمو تريد كند و از ان تناول نمايد و داخل بينى را بسفيدآب طلايه كنند كه مانع بود از اثاره قى تمام شد فن سوم از فنون اربعه كليات از قسم دوم از كليات طب در معالجات از باب حفظ صحت فن چهارم در اصناف معالجات بحسب امراض كلى و درين سى و يك فصل بود فصل اول از فن چهارم در اقول كلى در معالجات بدانكه بقانون كلى امر علاج لبسه قانون تمام مىشود يكى از آنها تدبير بود يعنى تصرف كردن در اسباب سته ضرورى و دوم عمل كردن بود بدوا سوم عمل كردن بود به عمل يد كه دستكاريها باشد پس بايد كه از هر قسم آنچه ضرورت بود