أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

209

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

و استحمامات معرفه و رياضات صالحه كه ايشان اگرچه معتدل الرطوبت باشند و در وقتى پس ايشان را عارض مىشود در ساعت تولد رطوبات در مكان برودت و اما اگر با برودت ايشان يبوست بود يعنى اصحاب امزجه بارده مصاحب شود با برودت ايشان يبوستى تدبير تعديل مزاج ايشان همان تعديل مزاج مشايخ بود يا تدبير حفظ صحت ايشان فصل سوم در تدبير ابدان سريعت القبول امراض را آن جماعتى كه در ايشان استعداد قبول مرض بسيار بود بايد كه بتدبير ايشان نظر كند كه از چه جهت در ايشان اين استعداد بهم رسيده باشد سبب آن استعداد را از ايشان دفع كنند چنان كه اگر سبب آن امتلاء بدن ايشان باشد از اخلاط تعديل آن اخلاط كنند بكميت آن استفراغ و بكيفيت آن بتعديل اگر آن خلط خام بود بنضج آن مشغول شوند كه تعديل آن همان باشد كه اختيار كنند از اغذيه غذاى كه متوسط باشد ميان قليل الغذاء و كثير الغذاء و اگر مراد تعديل مقدار از خلط بود بتقليل غذاء ديگر بدلك استحمام اگر او را عادت دلك و استحمام بود اما نه در غايت بلكه خفيفى از ان دو تدبير اگر او را عبارتى درين دو تدبير نباشد و ديگر آنچه مناسب تدبير ايشان بود آن بود كه غذاء ايشان متفرق سازند و ديگر آنكه هرگز غذا را بحسب مقدار نيفزايد بلكه نيم شكم بخورد ديگر اگر اين بدن در عرق كردن مطيع بود در تعريق آن سعى كنند گاهى و اگر ايمن باشند از انصباب مرار بمعده تاخير كنند غذا خوردن را تا بعد از استحمام و رياضت غذا ميل كنند و اگر خوف انصباب مرار بود تقدم نمايد بر اكل غذا بعد از ان بحمام رود و رياضت فرمايد محلى كه هضم معدى تمام شود و وقت غذا خوردن او وقتى شود كه از روز چهار ساعت گذشته باشد از ساعات مستويه و اگر احساس سده شود بايد كه تفتيح آن سده كنند بمفتحات ملائم مذكوره مزاج او و اگر از ان مفتحات احساس باضرارى كند در حوالى سر خود تدارك كند بمشى و اگر طعام در معده او فاسد باشد بگذارد تا بنفس خود منحدر شود كه انحدار فى نفسه انسب و اولى باشد و اگر فى ذاته منحدر نشود بايد كه آن را منحدر سازد بكمونى يا بانجير يا خسكدانه كه معجون باشند باهم فصل چهارم در فربه كردن لاغر آنچه بسبب لاغرى مىشود بيشتر يبوست مزاج بود يا يبوستى كه در عروق ماساريقا پديد شود يا با يبوستى كه در هوا پديد شود و اگر بسبب هزال يبوست ماساريقا بود و قبول غذا نتواند كردن بايد كه مداوا كند او را بترطيب آن عضو و آن هزال را دلك كند از استحمام دلكى كه ميان لين و خشونت بود تا حدى كه بدان گرمى پيدا كند بعد از ان شروع كند بدلك صلب بعد از ان تدلك كند بدلكى كه بكرپاسى باشد كه بر ان زفت طلايه كرده باشند بعد از ان رياضتى فرمايند باعتدال پس از ان استحمام كنند بىمكث و توقف و نشف كنند آن آب حمام را بدستارهاى خشك پاك بعد از ان تمريخ كند بروغن اندكى بعد از ان تناول كند از غذاهاى موافق و اگر بحسب سن و عادت و فصل بلد او را مصاعدت بود آب سرد بخورند و بر خود بريزند تا موجب تقويت حرارت غريزى شود مقدم دارد بر دلك طلايه زفت را وقتى كه بدن هنوز ابتداء وقت انتفاخ بود و شروع در زبول و اين تدبير قريب بود بتدبير تعظيم عضو صغير - فصل پنجم در لاغرى مردم فربه چون مرتاض آن باشد كه فربه لاغر كنند بايد كه نگذارند تا آنكه غذا در معده ايشان درنگ كند و زود از رودها هم گذرد تا آنكه جداول جذب و انتشاف از ان نكند و در اكثر اوقات غذاى خورد كه كثير المقدار بود و قليل الغذاء و متواتر آن استحمام شود پيش از غذا و سريعت الرياضت و تمريخ كنند بادهان محلله و از معاجين اطريفل خورد و دواء الدلك و ترياق و شرب خل با مرى بناشتا تناول نمايند - تعليم پنجم در انتقالات و آن فصلى باشد و جمله اما فصل منفرد در تدبير فصول بايد كه حافظ صحت در فصل ربيع مبادرت نمايد در اوائل آن بفصد و اسهال بحسب واجب و بحسب عادت استعمال كنند در ان قى كردن و دورى كند از هر مسخن مرطب كه مناسب مزاج فصل بود بحسب واجب و عادت و استعمال كند قى را و مهاجرت نمايد هر چيز را كه در ان ترطيب و تسخين باشد بسيار از لحوم و از اشربه مثل لحوم و ماء اللحم و تلطيف غذا نمايند و رياضت فرمايند او را رياضتى معتدل زياده از رياضت