أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

208

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

فصل اول در اصلاح مزاج كسى را كه حرارتش زياده بود بدانكه سوء المزاج گرم يا باعتدال رطوبت و يبوست بود يا آنكه يكى از ان دو غالب خواهند بود پس اگر ميان آن دو كيفيت منفعله اعتدال بود توان دانستن كه زيادتى حرارت تا بچه حد باشد و آن بافراط بخواهد بودن و الا جفاف در ان درآيد و اما گرم يا يبوست جائز باشد كه اين مزاج به حال خود بازماند مدتى طويل و اما گرمى با رطوبت اجتماع اين هر دو به طول نمىانجامد از جهت آنكه گاهى رطوبت بر حرارت غلبه مىكند و آن را منطقى مىسازد و گاهى حرارت بر رطوبت غالب مىشود و آن را محتقن مىسازد پس اگر غالب شود بر حرارت صاحب آن در آخر وقت منتهى كارش نيكو گردد و در وقت شباب هم خوش شود و معتدل شود در حرارت و رطوبت و چون شروع در انحطاط كند شروع كند رطوبت غريب در تزايد و حرارت در تناقص پس در تدبير ايشان كه حارمزاج باشند منحصر بود در دو غرض يكى از ان دو رد باعتدال بود دوم از ايشان حفظ صحت ايشان باشد بر وجهى كه از ان صحت بر آن وجه بود اما اول يعنى رد باعتدال كسى ميسر مىشود كه باقى بود بر سكون و رفاهيت كه در موطنى واحد بصبرى طويل مدت رجوع ايشان بتدريج بود باعتدال از جهت آنكه تدبير ايشان را تدريج نبود و مريض مىشود بدنهاى ايشان و اما قسم دوم كه حفظ صحت بود ايشان را بر وجهى كه صحت ايشان بر ان وجه بايد و آن ممكن بود و حتى كه تدبير ايشان باغذيه مشاكل مزاج ايشان بود تا آنكه حفظ كند صحت حاصله ايشان را پس آنان كه گرم‌مزاج باشند و معتدل باشند در دو كيفيت منفعلتين ايشان به صحت نزديك‌تر خواهند بود در ابتداى امر ايشان و مزاج ايشان اسرع بود از براى نبات اسنان و شعور ايشان و بيان ايشان طلق بود و حركات ايشان سريع بود تا آنكه در مشى هم سريع بود و چون اين مزاج بسن شباب برسد حرارت بر ايشان افراط كند و يبوست غالب شود و مزاج ايشان را لدغى و حدثى حاصل شود و در سيارى ازيشان تولد مرار بسيار مىشود و تدبير ايشان در اول سن اول تدبير معتدلين بود و چون از سن طفولت انتقال نمايند و تدبير ايشان استفراغ مراره بود از جهتى كه آن مره بدان جانب ميل كرده باشد از فضول ايشان از جهت اسهال باقى و اما گاهى كه طبيعت وفا نكند باماله خلط بجانب استفراغ اعانت مىكنند اشياء خفيفه اما قى را به شراب آب كنند وقتى كه گرم كرده باشد بسيار آب تنها بود و خواهى با نبيذ باشد و اما اسهال ايشان به مثل بتفتيح مربى و تمر هندى و شيرخشت و ترنجبين باشد و واجب بود آنكه رياضت ايشان را خفيف دارد و ايشان را تغذيه كنند بغذاى كه آن حسن الكيموس بود و بسيار بود كه احتياج شود ايشان را بتدريج حمام در يك روز كه دو نوبت در حمام درآيند از براى زيادتى ترطيب و واجب بود كه اجتناب كنند بر هر سببى كه مسخن بود بعد از استحمام طعام خورند يا آنكه بعد از طعام استحمام نمايند و اگر از ان استحمام ايشان را تمدد نشود و ثقل در ناحيه كبد و بطن پديد نشود استعمال حمام كنند يا از امن تسخين و تسديد و اما اگر او را بعد از استحمام او را ازين اعراض شود بايد كه از استعمال مفتحات مثل نقيع افسنتين و دواء الصبر و انيسون و بادام تلخ با سكنجبين كنند و آنكه منقطع سازند خود را از استحمام بعد از طعام و واجب بود آنكه سقى كنند ازين مفتحات بعد از انهضام طعام اول و پيش از شروع طعام دوم بلكه در وقت تنبه از خواب و فراگرفتن غذاى دوم را تسخين و زيادتى و اين وقتى بود كه از خواب برآيد و هنوز بحمام نرفته باشد و لائق به حال ايشان آن بود كه ادامه تمريخ نمايند بروغن و سقى كنند شراب سفيد رقيق را و ديگر آنكه ابدانى كه آب سرد ايشان را نفع مىكند اگر مزاج ايشان گرم و خشك بود در اول امر او و همين بود و اما اصحاب مزاج حار رطب عارض ايشان مىشود از عفونت و انصباب مواد بجانب اعضا پس بايد كه رياضت ايشان بسيار تحليل كند و بدن ايشان را نرم كند تا گرمى نشود و نگهدارد او را از حركتى كه در اخلاط ظاهر شود و به حركت آيد و بيشتر از آنچه واجب بود آنكه اجتناب نمايند از رياضت ازيشان كسى را كه قدرت بر فعل رياضت نباشد و آنان را كه قدرت رياضت بود بايد كه ايشان را رياضت فرمايند بعد از استفراغ ديگر آنكه پيش از غذا استحمام نمايند و قصد كنند بنفض فضول جميعا و چون وقت ربيع درآيد احتياط فصد هم بكنند و استفراغ باهم فصل دوم در استصلاح مزاجى كه برودت او غالب بود اصحاب امزجه بارده هم سه قسم باشد يكى مزاج او سرد بود با اعتدال در منفعلتين بايد كه قصد انهاض حرارت او كند باغذيه حاره متوسطه در رطوبت و يبوست و بادهان مسخنه حاره و معاجين كبار و استفراغات خاصة برطوبات