أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

180

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

اول روز دو سه نوبت شير خود را بدوشد و اعانت كند او را بغمز تا اذيت نبيند از شدت مص كه مودى مىشود بايلام مرى و حنجره و موجب جفاف آلت غذاى او مىشود و ديگر آنكه پيش از ارضاع دو سه انگشت از عسل بخورد كه آن نافع بود و اگر آن عسل را با شراب ممزوج كنند انفع باشد و بايد كه شيرده در يك مرتبه از ارضاع او را بسيار ندهد از جهت آنكه بسيار بود كه ورود شير كثير در بدن طفل موجب تشنج شود پس بايد كه اگر بيشتر دهد شير را به دو مرتبه يا سه مرتبه اكتفا نمايند و الا زياده دهند بايد كه مرات ايشان قليل المرات بود يعنى كثير المرات قليل المقدار كه اگر بسيار دهد او را موجب تشنج و فساد معده او شود و مورث تمدد بود و نفخه و بسيارى رياح و بياض بول پس اگر عارض شود او را تمدد بايد كه او را شير ندهند يك روز تا بحرارت جوع آن تمدد حل گردد و مشغول شوند بتنويم آن رضيع تا آنكه آن زيادتى از شير هضم شود و چون عارض شود مرضعه را سوء مزاجى يا رداءت مزاجى يا علتى كه مولم بود يا اسهالى بسيار يا طول احتباس كه موذى بود اولى آن بود كه ارضاع او را غير والده او كند و غير دايه مئوفه معلوله و همچنين گاهى كه او را ضرورت شود خوردن دواى كه آن را كيفيتى قوى بود و كيفيتى غالب بود و چون طفل بخواب رود بايد كه مهد او را حركت ندهند خصوص حركت معنفه معنفه مخضخضه مر لبن را كه در معده او بود بلكه مرجح او برفق بود و اگر پيش از آنكه شير خورد اندك گريه كند طفل او را نفع بود از ان بسبب اتساع مجارى و منافذ و تسخين اعضا بسبب حركت بكاء و مدتى كه طبيعى بود از براى اوضاع و شير دادن اطفال دو سال بود و مدت وضع و حمل شش ماه چنان كه گذشت گفت حق تعالى قائله و جمله و فصاله ثلثون ثلثين عاما شهرا و چون طفل ميل غذاى كند به غير از شير بايد كه بتدريج و تامل و رفق او را از ان چيز بدهد بقدرى كه او را از ان اذيتى نرسد بعد از ان چون وقت آن شود كه طفل را ثنايا برآيد نقل كند او را از لبن بغذاى كه او را اوفق بود و اقوى بتدريج بىآنكه در آن چيزى بود كه حاجب بمضغ داشته باشد و اول غذاى كه نافع بود او را مغز نان بود با ماء العسل يا با شراب ممزوج يا با شير و در ان اثناء اندك آبى خورد و گاهى با شراب ممزوج خورد و نيايد گذاشتن كه او را امتلا واقع شود و اگر بر سبيل ندرت او را امتلاى رسد بايد كه از غذاى ديگر او را تاخير كنند به قدر آنكه آن امتلا منهضم گردد بعد از ان او را به آب گرم بشويد و بعد از لمحه او را غذا بدهد بعد از ان در وقت حطام تغذيه كنند او را از مثل تغذيه بخسويها و گوشتهاى سبك و بايد كه بتدريج او را از شير دور كنند وقتى كه وقت شير گرفتن او نزديك شود و الا كه اگر او را دفعتا واحدة از شير بازگيرند موجب اضطراب و تحير طبيعت شود و گاه بود كه مريض شود و گاه بود كه بسبب مفارقت آن فوت شود و خون او را خواهند كه از شير بازگيرند و طفل از براى الحاح كند بايد كه پستان را تلخ كند بمر و فرفخ يا فوتيح از هريك دمى سحق كرده بر ان طلايه كنند و بالجمله تدبير اطفال بترطيب بايد كردن از جهت مشاكلت آن بمزاج ايشان و از جهت احتياج ايشان بتغذيه و تنميه و بايد كه با آن رياضتى بود باعتدال نه بافراط كه آن حالتى بود طبيعى از براى ايشان و طبيعت ايشان آن را تقاضا دارد خاصة كه از سن طفوليت گذشته باشند چون وقت شود كه نهوض كنند و از زمين برخيزند و حركت نكنند بايد كه ايشان را نگهدارند كه حركات دفعى و عنقى نكنند و همچنين جائز نباشد كه ايشان راه رفتن و حركت كردن به تكليف بدارند بلكه واگذارند تا كه ايشان بطبع خود برخيزند تا آفت به پا و پشت ايشان نرسد و بايد كه اول كارى كه كنند بر زمين بنشينند و در وقت نشستن بايد كه در زمين نشستن ايشان چيزهاى نرم بيندازند تا عضو نشيمن ايشان خراشيده نشود از خشونت زمين و از وى دور كنند چويهاى و كاردها و خاشاك و امثال اينها كه در ان خشونتى و خراشيدنى بود و ايشان را نگاهدارند كه بر بالاى چيزها بلند نبرند خاصة جائى كه منزلق گرداند ايشان را دير بلنديهاى ايشان را نبرند كه از آنجا سر به زير دارند و از زير چيزها بينند و چون بنياد كند كه دندان پيش ايشان پيدا شود و مخلوق گردد او را منع كنند از خوردن چيزهايى صلب كه آن را مضع كنند تا آنكه ماده را تحليل كند و در ماده دندان نقض پيدا گردد و ضعيف گردد پس بايد كه در وقت نبات اسنان ايشان كه خروج كند و بن دندان را تمريخ كنند بمغز سر خرگوش و پيه مرغ كه اين تمريخ موجب كندى خروج آن مىشود و كندى خروج آن موجب قوت آن بود و چون وقت شگافتن عمور كه گوشت بيخ دندان شگافتن گيرد از براى خروج دندان بايد كه سرهاى ايشان را چرب كنند و گردن ايشان بروغن زيتون مغسول كه مضروب بود كه آن را زيت مغسول گويند كه با آب گرم آن را زده باشند و از ان روغن به گوش ايشان هم بايد چكانيدن تا وقتى كه دانند كه او را قوت مضغ پديد شده باشد و دندان توانند كه در چيزى فرو برند بايد كه بانگشت