أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
172
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
فصل نهم در بول اسنان بدانكه در هر سنى بول آدمى بلونى و قوامى باشد اما بول اطفال مائل بود بلينت در قوام و لون از جهت مشابهت غذاء ايشان و كثرت رطوبت مزاج ايشان و لون آن مائل به بياض بود و اما صبيان بول ايشان غليظ تر بود از بول شبان و مائل بناريه بود در قوام معتدل بود و بول كهول مائل بود به بياض و رقت و بسيار بود كه غليظ باشد بحسب فضول و اندفاع آن و بول مشايخ بحسب قوام رقيق بود در غايت و سفيد هم بود و گاه كه عارض ايشان را غلظ بود بسبب عروض حصات در ايشان - فصل دهم در بول اجناس از رجال و نساء بدانكه بول زنان در جميع احوال غليظتر بود و سفيدتر بسبب برودت مزاج ايشان و رونق آن از بول مردان كمتر بود از بسيارى فضول در ايشان و ضعف هضم و سمت منافذ بسبب عدم از اندفاع فضول و از جهت آنكه از مواد متحلله مندفع باشد و بجانب رحمهاى ايشان ديگر بول مردان هرگاه كه در قاروره آن را حركت دهند كرد شود بسبب ريحيه و غليظه مواد محتبسه در ان و آنكه درت مائل بود بفوق و در اكثر اوقات بول كدر بود و بول زنان آن را تحريك مكدر نمىسازد بسبب قلت تميز آن و در اكثر اوقات بر سر آن كفى باشد مستدير و وقتى آن را كدر سازند كدورت آن ثقيل بود اما بول مردان در اثر جماع در ان ريسمانها بود كه گويا بعضى از ان ببعضى بافته شدهاند اما بول زنان حامله صافى بود و بر ان مثل ضباب و دود چيزى بنمايد در سر آن و گاه بود كه بلون آب نخود بود و آب باجه و در ان زردى و رقتى بود و در وسط آن چيزى مثل پنبه مشيده بود و بسيار بود كه چيزى مثل حبه در ان بول صعود كند و نزول كند و گاهى كه زرقيه آن بسيار بود در ظهور و آن در اول حمل بود و اكثر بدل آن حمرت بود و آخر آن هم خصوص آنكه به تحريك تكدر پديد كند و اما چنين بول رجال بود بول در اكثر سياه بود بسبب امتزاج دم نفاس بان بول مثل مداد و مثل فحم فصل يازدهم در بول حيوانات و مخالفت آن با ابوال آدميان بسيار بود كه منتفع شود طبيب بر وقوف بر علامت ابوال حيوانات از جهت آنكه از براى امتحان و تجربه آن را در قاروريا مىگيرند و بر اطبا عرض مىكنند و اين ميز و احتياط مشكل بود چنان كه بول حمار در قاروره مثل جرمى بود كه گداخته باشند آن را با كدورت و با غلظ از خارج و بول دواب مشابه بول حمار بود اما بلون زرد بود و در خيال مىاندازند كه نصف قاروره و عكر صافى و نصف اسفل آن كدر بود و هرگاه كه غذا صاف بود اكثر آن صاف نمايد و بول گوسفند سفيد مىباشد و در ان زردى باشد كه نزديك به بول مردمان و ليكن آن را قوامى نباشد و ثقلى هم نبود و آن زردى تپ بود از بول غنم و بول فرس نزديك بود به بول آدميان از جهت قرب مزاج ايشان به افراس فصل دوازدهم از اشياى سياله كه شبيه بود به بول و فرق ميان آنها از جمله چيزهاى كه مشابه بود از مايعات ماء العسل بود و آب انجير و غير اين از آب زعفران كه هرگاه نزديك شود به نظر صافى نمايد و اگر بول بود بر خلاف اين باشد يعنى چون از نظر دور شود صاف نمايد و زبد وى زرد بود و آب انجير آن را رسوب بود از يك جانب نه اندر وسط و نه بر هيئت و اندام بود و آن را حركتى نبود و اين قدر از براى حاجت كافى بود - فصل سيزدهم در دلائل براز براز از جمله چيزها بود كه بان استدلال توان كردن بر احوال بدن خاصة روده معده اما استدلال از كميت براز چنان بود كه نظر كنند به آنكه براز اگر كمتر بود از مطعوم يا زيادهتر بود از مطعوم يا مناسب مطعوم بود از جمله معلومات يكى آن بود كه زيادتى مطعوم موجب زيادتى براز شود يا بسبب كثرت فضول و قلت آن بسبب قلت اخلاط بود و احتباس بسيار خاصة در امعاى اعور و قولون و لفائف آنها و اين حالت از مقدمات قولنج بود و دلالت مىكند بر ضعف قوت دافعه و گاهى استدلال مىكند از قوام بر ان كه آنچه رطب بود از براى دليل بود بر سده يا بر سوء هضمى و گاه بود كه بسبب ضعف جداول بود كه امتصاص از ان ضعيف شده باشد و رطوبت را مص نكند و گاه بود كه بسبب نزلات بود از جانب سر يا از تناول چيزهاى رطب كه موجب زيادتى ترطيب براز بود اما لزوجت آن از رطوبت گاهى دلالت كند بر ذوبان و اين حالت دليل بود بر عفونت و علامت آن نتن رايحه باشد و گاهى دليل بود بر اكل اغذيه لزوجت و اين دليل بود بر آنكه آن لزوجت را منتنى نبود و اگر در ان براز منتنى نبود دليل بود بر اغذيه لزجه