أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

127

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

فصل دهم در اسباب خلع و مفارقت موضع و زوال عضو از موضع خودش سبب آن يا ممددى بود از خارج چنان كه بعنق آن عضو از موضع خودش منخلع گردد يا سبب آن حركتى باشد عنيف كه عضو را از موضع خودش زائل گرداند همچنانكه كسى را انقلابى در دست يا در پا واقع شود چنان كه پيچيده گردد تا به حدى كه از موضع خود بگردد يا بسبب خلطى باشند مرخى يا مائيتى مرطبى همچنانكه در قلت الماء يا بسببى كه مفسد جوهر اعضا بود و جوهر رباط از ان از ان متاكل گردد يا عضوى از ان متعفن شود همچنانكه در جذام و بسبب عرق النساء فصل يازدهم در اسباب سوء المجاورت بمنع مفارقت يا مقارنت سبب اين مرض كه از امراض موضع بود بحسب شركت سبب آن خلطى غليظ باشد يا اثر قرحه بود يا تشنجى بود يا استرخائ بود كه بسبب غلظ بهم‌رسيده باشد در مفصل عضو و اما آنچه كه در خلطى واقع شده باشد آن پديد آيد يا سبب اين مرض ولادت باشد و داخل در اسباب سابقى بود فصل دوازدهم در اسباب سوء المجاورت بمنع مباعدت سبب اين سوء المجاورت يا خلطى باشد غليظ يا اثر قرحه باشد يا سبب التحام آن يا بسبب تشنجى كه حادث شود يا ولادى بود - فصل سيزدهم در اسباب حركت غير طبيعى سببش يا يبوستى باشد كه عضو را ضعيف كند همچنانكه در رعشه يابسه ناقضه يا آنكه سببش يبسى باشد كه آن تشنج بود مثل حركت فواق يابس يا تشنج يا فضول تشنجه بود كه بسبب يبوست تشنج كند يا بسبب آن فضولى باشد ساده كه در راه قوت واقع شود و مانع نفوذ قوت شود از عضو بسبب سده يا بسبب فضول موذيه به برودتى كه در او بود همچنانكه در نافض يا بسبب لذع ماده همچنانكه در قشعريره يا بسبب غور حرارت غريزى يا بسبب قلت آن فيستظهر يعنى احساس كند بدن بدين سبب برودتى را يا بسبب حدوث ريحى باشد كه ميل بخروج كرده باشد و قصد او تحلل و تخلص بود همچنانكه در اختلاج ديگر بدانكه اين ماده كه سبب اين حركات مىشود يا بخارى بود كه اندكى از ان حادث شود و موجب تمطى گردد يا آنكه اقوى از آنها باشد و موجب حدوث اعيا گردد بسبب تعب اگر آن ريح ساكن بود در اعضا و از ان انواع اعيا پديد شود كه ذكر آن كرده شود و اگر بخار متحرك شود و اگر از ان زياده شود و قوى گردد احداث قشعريره كند و اگر از آن هم قوىتر گردد احداث نافض كند و هركه ماده ريحى محتبس شود در عضلات احداث اختلاج كند فصل چهاردهم در اسباب زيادتى عظم و تمدد و سبب عظم و زيادتى عدد اعضا بسيارى ماده بود و شدت قواى جاذبه فى نفسها يا بمعونت دلك و تسخين بسبب ضمده مثل زفت و آنچه بدان مانند از آنچه سبب عظم شود بدون زيادتى عدد فصل پانزدهم در اسباب نقصان و مقدار و عدد آنچه در اصل خلقت بود از نقصان ماده باشد يا بسبب خطاى قوت حائله يعنى جاذبه يا قوت حابله كه حبل‌كننده باشد يا ضعف آن يا آفاتى كه واقع شود از خارج گاهى مثل قطعى كه بسبب زخمى شود يا ضربى يا فساد بردى و گاهى از داخل مثل تاكل از ماده متاكل و از عفونت تاكل از ماده فصل شانزدهم در اسباب تفرق اتصال تفرق يا از داخل بود يا از خارج و آنچه از داخل بود مثل خلطى اتحال يا مرطب يا محرق يا مزاجى و ميبّس صادع يا مثل امتلاى ريحى كه آن ممد باشد يا ريحى بردغارز كه دور كند عضو را از موضع يا خلطى باشد ممد به حركت خلطى منتقص يا نافذ در بدن تا جدا كند بحركتى كه در او بود قوى با خلطى غارز بود و جميع اين اسباب يا سببش شدت حركت بود يا كثرت ماده يا مثل شدت حركت بود از دافعه كه بر مجراى طبيعى واقع نشده باشد يا مثل حركت بر امتلا از مثل صياح شديده و مثل وثبه كه آواز بلند بود يا برجستن باشد يا مثل انفجار ماده بود در ورمى يا آنكه اسبابى بود از خارج مثل جسمى كه تمدد يابد بسبب بستن حبلى و كشيدن آن به جهتى يا آنكه حملى ثقيل را از جاى خود بركشند يا سبب آن قطع باشد كه از شمشير واقع شود يا بسبب سوختن از آتش يا كوفتن به سنگ كه اين جمله را چون ملاحظه كنى اگر در خلا واقع شوند موجب شدخ باشند و اگر در امتلا واقع شوند سبب صدع شوند اوعيه را يا آنكه سبب آن مثل ثقب تير باشد يا نهش حيه يا عض كلاب يا كلب الكلب و افعى و انسان