أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

126

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

بود يا ماده غليظ شود اما در ماده رقيق و غليظ بسبب عدم مطاوعت مرض در شكل پديد آيد يا آنكه از رهگذر مقدار بود يا بسبب قلت بود يا بسبب كثرت بود و بهر تقدير موجب امراض مقدار و عدد شود بحسب زياده و نقصان و آنچه از رهگذر صورت بود آن بود كه آن خطا از قوت مصوره صادر گردد و اين هم از امراض شكل بود از مثل راس مسقط و رياح افرسه و اما آنچه بعد از ولادت بود در حين ولادت واقع شود يا آنكه نه بر وضع طبيعى منفصل شود طفل و آن مرض از رداءت هيئت انفصال پديد شود چنان كه طفل به پا فرود بيايد يا به پهلو يا برو و وضع انفصال طبيعى آن بود كه روى او به آسمان باشد و پس پائين آيد و دستهاى او بر بالاى ران او بود تا بدين صورت منفصل شود يا آنكه سبب مرض خلقت از خارج بود بسبب رداءت اخذ قابله كه او را نيك نگيرد يا نيك نگه ندارد و از دست او بيفتد و عضوى ازو كج شود يا شكسته گردد يا متغير گردد و از شكل خود بگردد يا آنكه در وقت غسل و تقليب او را نيك نگه ندارد يا در وقتى كه او را در قماط مىپيچيد پيچيده شود يا آنكه از خارج ضربه و سقطه شود يا در شكم يا در بيرون شكم و آن از اسباب باديه بود يا سبب مرضى باشد از امراض اكله يا آن بود كه طفل حركتى كند و هنوز اعضاى او در غايت لينت بود و سخت نشده باشد اعضاى او يا مراض پيدا كند از باب تفرق اتصال مثل جذام و سل و تشنج و استرخا و تمدد يا سمن مفرط يا هزال مفرط يا ورمى يا مرضى از امراض وضع مثل صلابتى كه از اندمال قرحه بهم‌رسيده باشد فصل ششم در اسباب مضيق مجارى سده بدانكه سده واقع مىشود باسباب بسيار از آن جمله وقوع چيز در مجارى خلط فضلى مثل روده يا غير فضلى مثل مجراى ماساريقا و ديگر عروق يا مجراى روح حيوانى از مثل شرائين يا روح نفسانى از مثل اعصاب دماغى و آنچه درين مجرى واقع مىشود غريب باشد يا به نسبت بابدان بجنسه مثل حصات كليه و مثانه كه در مجارى بول واقع مىشود و نه از حبس ما فى البدن باشد يا آنكه از جنس ما فى البدن باشد اما غرابت آن از رهگذرى ديگر بود كه مثل كثرت ماده باشد يا غلظ بود يا لزجه باشد يا بسبب جمود بود مثل خونى كه در غير ادعيه و مجارى طبيعى خودش باشد كه آن عروق است يا آنكه در مجارى چيزى واقع شود چنان كه از اورام حاره مثل فلغمونى يا بارده مثل خنازير و بعضى ازين اسباب سده مقلق بود و آن را اسباب متردده گويند و گاه بود كه سده بسبب اندمال قرحه باشد كه در مجارى ملتحم شده باشد يا نبات لحمى ثولولى كه سار شود يا بسبب ضيغطى كه ضاغط آن ورمى باشد يا ربطى از خارج بود آنكه برودتى در غايت سده برسد و انسداد كند بسبب تقبض يا سبب سده مقبضات خارجى باشد به سبب افراط در يبوست يا آنكه قوت ماسكه قوى شود يا بسببى واقع شود در غايت شدت و اندر زمستان بسبب برودت هواى و تقبض آن سده بسيار واقع مىشود و بسبب احتقان فضول كه جميع آن جمع آن است در فصول و در زمستان زيادت شده است و از ديگر اوقات و از ديگر فصولها - فصل هفتم در اسباب اتساع در مجارى بدانكه مجارى متسع مىشود يا بسبب ضعف ماسكه يا حركتى قوى از دافع و حصر نفس ازين باب بود كه داخل باشد در باب اتساع و مجارى و همچنين استعمال ادويه مفتحه و ادويه مرضيه حاره رطبه و مجارى مضيق مىشود بسبب اضداد اين مذكورات و از براى شدت ربط هم مجارى بسته شود فصل هشتم در اسباب خشونت بدانكه خشونت حادث مىشود يا بسببى از اسباب جلا يعنى شديد الجلا بسبب تقطيع آن مثل سركه و فضولى كه حامض باشد يا بسببى كه در او بود از تحليل مثل زبد البحر يا بسبب خشونت فضله چند حار باشد كه در بدن پديد آيد و تحليل رطوبات آن كند يا آنكه خلطى باشد يابس كه بسبب آن يبوست كند مثل اخلاط عفصه يا خلطى باشد بارد متكثف كه بسبب تكثيف تثخين كند يا بسبب اجتماع اجزاى ارضى بود كه در سطح اعضا راكد و مجتمع گردد و از ان خشونت پديد آيد مثل كثرت غبار - فصل نهم در اسباب ملاست ملاست بسبب خلطى باشد كه در آن غرويتى باشد بسبب لزوجيت يا آنكه محللى باشد لطيف التحليل كه تحليل آن برفق باشد و اول ازو سيلان پديد كند و تكاثف آن را زائل گرداند از صفحه اعضا