أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
125
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
از براى آنكه آنچه به شرط بود موجب تبريد شود بسبب استفراغ دم ديگر حركتى كه بسيار شديد نباشد و كثير نباشد و قليل هم نباشد بافراط ديگر غذاى حار باعتدال ايضا ديگر دواى حار ديگر حمام معتدل بحسب هوا ديگر صناعات مسخنه مثل حدادى ديگر ملاقات مسخنات غير مفرط مثل اهويه و اضمده ديگر سهر معتدل ديگر خواب معتدل بشرائط مذكوره ديگر غضب معتدل ديگر هم و غم وقتى كه بافراط نرسد زيرا كه افراط آن مبرد باشد ديگر فرح معتدل ديگر عفونت كه از خواص آن احداث حرارت غريبه باشد و فعل آن همين تسخين مطلق نباشد و احراق هم نباشد از براى آنكه تعفين گاه بود كه باقى ماند بعد از مفارقت سبب مسخن خارجى و سخونتى كه خارج بود از طبيعت كه اشتغال كند در ماده رطبه و متغير سازد رطوبت آن را از صلاحيت مزاج جوهرى او و او را بيرون برد از ان مزاج صالح زيرا كه فعل حرارت آن باشد كه متغير سازد رطوبت را از صلاح مزاج بمزاجى ديگر كه غريب بود يا غريب نبود پس اگر اخراج او بمزاج غريب كند آن را تعفين گويند و اگر بمزاجى نباشد غير غريب آن را نضج و هضم گويند اما فعل احراق و آن بامتياز جوهر رطب باقى بود از جوهر يابس ارضى كه آب را تصعيد كند و ارضى را ترسيب كند و اما تسخين كه ساذج بود كه رطوبات بتمامه بطبيعت نوعى خود باقى باشند الا از آنچه بود گرمتر شود ديگر از مسخنات مشهور تكاثف بود در ظاهر بدن كه آن تسخين مىكند بتحقين حرارت غريزى و بخار در داخل بدن و همچنين و تخلخل در داخل بدن از جمله مسخنات بود كه آن منبسط مىسازد بخار را در جميع بدن و از عادت جالينوس يكى آن باشد كه او حصر كرده است مسخنات را در پنج جنس يكى حركت غير مفرط دوم ملاقات ما يسخن بافراط سوم مادهء حاره از متناولات چهارم تكاثف پنجم عفونت فصل دوم در مبردات و اما مبردات و اكثر آن از مسخنات بافراط بهم مىرسد مثل حركت مفرطه كه موجب تحليل حرارت غريزى مىشود و ديگر سكون بافراط كه حقن حرارت غريزى مىكند ديگر كثرت غذا و شراب كه موجب انغماز غريزى مىشود و ديگر قلت غذا بافراط ديگر دواى بارد ديگر ملاقات مسخن بافراط از اهويه و اضمده و از آبهاى چشمه گرم ديگر شدت تخلخل بدن كه موجب تفرقه حرارت غريزى مىشود ديگر طول ملاقات مسخن بافراط از اهويه و اضمده و آبهاى چشمهء گرم بافراط ديگر مكث در حمام ديگر سده تكاثف كه موجب احتقان حار غريزى مىشود ديگر ملاقات مبردات بالفعل و ملاقات در مبردات بالقوه اگرچه بالفعل حار باشد در وقت حاضر ديگر افراط در احتباس كه موجب حقن حرارت غريزى مىشود ديگر افراط استفراغ كه موجب فقدان ماده حرارت مىشود ديگر شدت شد اعضا و ادامت آنكه آن مبرد بود بانسداد طريق حرارت ديگر غم و هم مفرط و فزع مفرط و فرح مفرط و لذت مفرط و صناعات مبرد و نموت كه قسمى باشد از فجاجت و آن در برابر عفونت باشد و از عادات جالينوس يكى آن باشد كه منحصر ساخته است اسباب مبرد را در شش چيز يكى حركت مفرط دوم استعمال مسخن مفرطه ديگر ملاقات ما يبرد يا ما يسخن جدا حتى تحلل يجد و اما ماده مبرده قلت غذا بافراط و كثرت غذا بافراط از بقيه اسباب مبرد باشد فصل سوم در مرطبات بدانكه اسباب ترطيب بسيار بود از آن جمله بسيارى سكون بسبب نضج ديگر خواب بسيار ديگر احتباس ما من شانه ان يستفرغ ديگر استفراغ خلط مجفف و كثرت غذا و غذاى مرطب و دواى مرطب و ملاقات مرطبات خاصة حمام بر طعام و ملاقات مبرد كه احتقان رطوبت كند و ملاقات مسخنى كه كه تسخين آن لطيف بود و اسالت رطوبت كند ديگر فرع متصل - فصل چهارم در مجففات و اسباب تجفيف هم بسيار بود مثل كثرت حركت و سهر و كثرت استفراغ و جماع و قلت اغذيه يابسه و ادويه مجففه و تواتر حركات نفسانى و ملاقات مجففات و استحمام بآبهاى قابضه چون چشمهء نطرون و از آن جمله برودتى باشد كه تجميد كند بسبب حبس عضو از جذب غذا بنفس خود و بسبب تقبض كه احداث سده كند و منع نفوذ غذا و از آن جمله ملاقات چيزى باشد كه حرارت آن بسيار بود و بدان سبب تحليل بسيار كند حتى كثرت حمام و استحمام بمياه حميات فصل پنجم در مفسدات شكل از جمله اسباب مفسدات شكل سببى باشد كه در خلقت واقع شود و اين يا پيش از ولادت بود اما آنچه آن پيش از ولادت باشد از دو جهت باشد يا از جهت ماده بود يا از جهت صورت اما آنچه از جهت ماده بود يا از جهت قوام بود و آن قوام يا از ماده رقيق