أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

3

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

عظمت او امروز همان طريق است كه در ازل هم‌چنان بود بىزيادت و نقصان و بعد از چنين هم خواهد بود و عظمت ذات او ظاهر نشود كه در انوار صفات او قصور نگردد و مگر بتصرفات تجليات ذات او و ببساط قرب او نتوان رسيدن مگر برحمت و رحمت . و شناساى كمال او نتوان شدن مگر بمشيت او اگر خواهد حقيرترين خلق را شناساى ذات خود سازد و اگر نخواهد زمين و آسمان تحمل بار امانت معرفت او نتوانند نمود هرجا محنتى و غمى و المى باشد اثر قهارى او باشد و هر راحتى و فرحتى و آسايشى كه باشد اثر عنايت اوست پس از براى دانستن اين مقدمات كه نتيجه آن معارف الهى باشد كه غرض اصلى باشد از خلقت آدم چنان كه فرمود وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ اى الا ليعرفون و در جاى ديگر فرمود كه كنت كنزا مخفيا فاحببت آن اعرف فخلقت الخلق لا عرف بايد كه آلاتى كه اعضاى آلى بود يا قواى كه قوام آن اعضا به آن بود در كسب كمال معرفت الهى صرف نمايند و حصول اين مطالب و تحصيل اين مآرب ميسر نشود مگر وقتى كه قواى بدنى باعتدال لائق باقى باشد و بقاى اين آلات و ادوات بحالات و كمالات خود ممكن نباشد مگر بعد از رعايت قانون حكمت طبّى كه آن فرعى باشد از فروع حكمت از قسم طبيعى نظرى از حكمت كه قسم اول آن علم اعلى باشد و حكمت الهى و علم ما بعد الطبيعة و ما قبل الطبيعة بعد از آن حكمت رياضى كه آن را علم اوسط گويند و بعد از آن حكمت طبيعى كه آن را علم ادنى گويند و هركدام ازين اقسام ثلثه را اصولى و فروعى باشد و علم طب از فروع حكمت طبيعى باشد همچنانكه حكمت علمى نيز بسه قسم كرده‌اند يكى از آن را علم سياست گويند دوّم علم تدبير المنزل باشد ديگر علم تهذيب اخلاق كه از براى شخص واحد باشد كه از رهگذر معرفت مبداء و معاش و اصلاح معاد بتهذيب اخلاق و تبديل صفات مكمل گردد و اصل اين دو قسم از حكمت اصل حكمت باشد كه آن علم است باحوال موجودات خارجى بر وجهى كه آن موجود بر آن نحو باشد در نفس الامر به قدر طاقت بشرى و چون دانسته شد از اين مقدّمات كه حصول اين سعادات بر قبض عادات و مداومت بر عبادات است و اين مطلب موقوف است بحفظ صحت و ازالهء مرض كه آن از علم طب بهم مىرسد و هم‌چنين اگر مطلب حفظ النفس باشد از لذات و شهوات جسمانى آن هم موقوف باشد به صحت بدنى تا حظ از غذاى لذيذ كنند و باشتها خورند و نكاح از روى ميل و رغبت كنند بنابرين اغراض ذخيره خاطر آن بود كه از نفائس مسائل اين علم آنچه ضرورت باشد مرقوم سازم ازينجهت فقير درين علم كوشش و سعى تمام مىنمودم و به قدر احتياج و سبيل اتفاق مرتكب به عمل اين شيوه مىشدم تا بتوفيق الهى موافق مطلب قانون بعبارت فارسى اتمام دادم اميد بكرم كريمان آنكه از خطا و زلة فقيران درگذرند و از روى صلاح باصلاح بكوشند فهرست كتاب اول از كتب خمسه در امور كليه طب خواه آن علمى باشد و خواه عملى كتاب دوم در امر ادويه مفرده كتاب سيوم در ادويه مركبه كه آن را قرابادين گويند معرب كراباداين يعنى اين دواى مركب از براى كدام مرض است و كدام مريض را اين دوا دهند كتاب چهارم در امراض مختصه بهر عضوى از سر آدمى تا بقدم آدمى كتاب پنجم در امراض غير مختصه بعضوى غير عضوى ديگر از مثل حميات و اورام و ثبور و بحارين و امراض زينت و كتاب اول مشتمل باشد بر چهار فن فن اول در حد طب و موضوعات آن از امور طبعى فن دوم در اصناف امراض كه حادث مىشود از سر تا قدم و اسباب آن و علامات آن و اعراض كليه آن فن سوم در قانون حفظ صحت بدن بقاعدهء كليه بحسب تدبير يعنى تصرف كردن در اسباب ضرورى كه آن را سته ضرورى مىگويند و اسباب غير ضرورى غير مضاد فن چهارم در اقسام معالجات كه بطريق كلى باتمام رسانند از امر تدبير و عمل باد و بر اعمال بريد و فن اول مشتمل باشد بر شش تعليم تعليم اول در حد طب و در موضوعات آن تعليم دوم در اركان يعنى آتش و باد و آب و خاك تعليم سوم در امزجه يعنى بيان مزاج و تكوين آن و اقسام آن تعليم چهارم در امر اخلاط يعنى اخلاط اربعه از خون و بلغم و صفرا و سودا و باد و بخار اگرچه داخل در اخلاط بود و اما در اين مقام كسى به آن معترض نمىشود تعليم پنجم در امراض اعضاى مفرده و مركبه و تشريح آن تعليم ششم در