حكيم ميسرى
پيشگفتار 30
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
و ( 2370 ) و ( 931 ) و ( 2514 ) و ( 3824 ) و ( 3420 ) و ( 3502 ) . 19 - جمع بستن كلمات جمع عربى با « ها » ، مانند : آلاتها ، مفاصلها ، كتبها : تو اين آلاتها را كيسهء ساز * همه آلاتها در كيسه پرداز ( 1812 ) گرين نقرس ز سردى سرد باشد * مفاصلها ز بلغم درد باشد ( 2820 ) بگويم آنچه زين بابت شنيدم * و آن كاندر كتبها نيز ديدم ( 299 ) 20 - به كار بردن بعضى از كلمات با همزهء آغازى ؛ مانند : اسپيد ، اشكم ، باداشكن ، اشنوايى ، اشنوا ، استم ، ( به استم ) ، اشتر ، اسياوشان ، افشاردن ، اشمردن : سپيد اسپيد عاجى و رصاصى * مزاج سرد باشد گر شناسى ( 223 ) و گز مازك سرد و خشك و اشكم * ببندد زود از اسهال و وز دم ( 477 ) درونه گرم باشد باداشكن * بيارد درد از كژدم گزيدن ( 447 ) كسى كش اشنوايى كرّ گردد * ز اندوهش زخان چون زرّ گردد ( 1322 ) كسى خواهد كه گوشش اشنوا شود * و علّتها ز گوش وى جدا شود ( 1353 ) نبايد كرد هرگز قى به استم * كه دندان بيشتر زو آورد خم ( 1429 ) ز شير اشترانش هست درخور * و گرنه شير بربايد بشكر ( 1624 )