حكيم ميسرى
پيشگفتار 15
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
ندارد سود نزد مرگ دانش * و نه بسيار عقل و آزمايش نه ملك و نه سپاه و خيل بسيار * نه مال و گنج خانه پر ز دينار نه دهقانى نه مردى نه سوارى * نه تندى نه بدى نه بردبارى بدان كز مرگ ما را نيست چاره * و نه از مرگ كس يابد كناره دلت بر مرگ بر نه يا خردمند * به درد و دردمندى باش خرسند ( 4436 تا 4440 ) حكيم ميسرى معتقد است كه گناهكاران بر اثر مبادرت بگناه و ظالمان بر اثر ستمكارى و بسبب ناله و دادخواهى مظلومان ، بيمار مىشوند ، شفاى آنان موقوف به اينست كه از بدكارى برگردند و دعا و توبه كنند و صدقه بدهند . مگر كس را بىاندازه گناهست * كه نزدش دردها را بيش راهست ( 4452 ) و گرنه بر كسى بيداد كردست * ز بيداديش كس اندوه خوردست دعا كردست بر وى زى خداوند * كه يا رب تو چنين بيداد مپسند خداوند اين دعاى او شنيدست * ازينش درد و بيمارى رسيدست ندارد سود وى را هيچ درمان * مگر گيرد فرستد امر و فرمان مر اين كس را دعا و صدقه بايد * كه دردش بيگمان صدقه زدايد به از صدقه نباشد هيچ درمان * كه با ايزد به آيد عهد و پيمان ( 4454 تا 4459 ) او از خدا مىخواهد كه مسلمانان را بدار و محتاج نكند و به خودش محتاج كند . الهى دردها را پاك يكسان * بجمله از مسلمانان بگردان مكن ما را نيازومند دارو * نياز ما هميشه باد زى تو ( 4460 و 4461 ) سبب تاليف هرچند طبق معمول اين كتاب به اميرى كه سپهسالار ايران بوده تقديم شده است ،