حكيم ميسرى
مقدمه 2
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
نرسيدهاند و ضررشان كمتر و اثرشان ممكن است بعد از زمان نسبتا طولانى آشكار شود . و مرور زمان سبب خواهد شد كسى كه از پىآمدهاى آنها زيان ديده سبب اين حادثه را به ياد نياورد و به حقيقت امر پى نبرد و بهندرت آثار اين موجودات نامرئى در تماس با نوشتههاى خطى در مدّت بسيار كوتاه نيز ديده شده است از آن جمله : چند سال پيش در تالار مطالعه نسخههاى خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران بنده و سه نفر ديگر به مطالعه كتاب خطى قديم مشغول بوديم و از همديگر چند متر فاصله داشتيم بعد از يك ربع ساعت يكى از آن سه نفر به عطسه شديد مبتلا شد عطسههاى پىدرپى كه هربار به سه تا چهار تا مىرسيد و سكوت سالن را بهم مىزد از اين پيشآمد به تبسّم افتاديم و در غفلت بوديم زيرا طولى نكشيد همه به عطسه گرفتار شديم ، عطسههاى دنبالهدار و شديد آنچنانكه اشك از چشمان ما بىاختيار سرازير گرديد ، اندكى بعد دو نفر كارمند آنجا نيز به اين مرض دچار شدند ناچار كتابهاى خطى را تحويل و فرار را بر قرار ترجيح داديم . اولين نفر كه مبتلا شده بود مورد اعتراض و سرزنش ديگران قرار گرفت . او اظهار داشت كتابى كه مطالعه مىكرده بويى شبيه بوى توتون چپق مىداده است و موجب عطسه او شده است ! اين پديدهاى بود كه بنده ناظر آن بودم و گرفتار هم شدم ، و چند روز به دارو و درمان پناه بردم . بشر با پيشرفتهاى علمى كه نصيبش شده دير يا زود به وسيلهء نورهاى مرئى يا نامرئى بىضرر اين آلودگيها را چاره خواهد كرد ، كلمهء « بىضرر » را عملا به كار بردم زيرا در چين خواستم از يك نسخهء خطى عكس بگيرم مسئول آن كتاب اجازه نداد و گفت : نور چراغ دستگاه عكاسى به نسخه آسيب مىرساند ! ؟ گرانبها بودن كتب خطى كتابهاى خطى يا هر اثر و نشانهء هنرى كه از زمانهاى گذشته بجا مانده است داراى مزاياى مختلف است و اين مزايا آنها را ارزشمند كرده است . انسان از روزى كه به زندگى آغازيده در آثارى كه به وجود آورده خطوط فكرى خود را به شكل محسوس تابانيده و ضبط كرده است آيندگان با مطالعهء همين محسوسات به معقولاتى كه اين اثرها را در گذشته پديد آورده تا حدّى پى مىبرند . يك مجسمهء سنگى و يك ظرف سنگى و يك ظرف سفالى و يك ابزار فيزيكى نشانگر و نمايانگر و بيانكنندهء خطوط ذهنى سازندگان آن و فرهنگ و تمدّن دورههاى گذشته مىباشد . در يكى از موزههاى پكن مجسمهاى از خدايان چينى ديدم كه از طلا ساخته بودند و به جاى دو دست دهها دست داشت بهطورىكه اين دستها در كنار هم قرار گرفته و مانند چتر