ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

639

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

باسور رنج بوذ او را صبر با مقل ببايذ اميختن و كثيرا « 1 » با صبر بياميزذ و بخورذ و باز به آب افتابه « 2 » اندر نشيند كه بدان « 3 » ( f . 508 ) آفتابه مورد « 4 » و

--> ( 1 ) - ب ه : هم ( 2 ) - ف : باب بافتابه ( 3 ) - در نسخهء اصل دو صفحه ( صفحات ( f . 509 ) و ( f . 510 ) ) به خط نويسنده « ب ه » : بمتن افزوده شده است بدين شرح : « اين ورق هم از متن كتاب هدايه است انجا كى اصلاح ادويه كفته است و باب حميات رفته ، صح از استاد ابو بكر رحمة اللّه عليه بخواسته بودم تا فصلى ديكر بيارد جداكانه اندرين تا انج كفته است مشبع‌تر بود اجابت كرده بود و لكن نالنده كشت و بتن خويش مشغول كشت و بدين نرسيد . ما از اشارات ديكر استادان نكاه كرديم و انج ديديم اينجا تعليق كرديم مختصر و . . . نكرديم . جنين كفته‌اند كى اين داروها اسهال بر سه نوع كنند : يكى بتيزى كنند جون سقمونيا و شحم حنظل و زنجبيل و تربد و انج بدين ماند ، و ديكر بعصر كنند جون هليله و بليله و انج بدين ماند ، و سه ديكر بزلق كنند جون بنفشه و خيارجنبر و الو و انج بدين ماند ، و بايد تا انك دارو خواهد خوردن از بيش دو سه روز جيزهاء جرب خورد تا شكم او نرم كردد و دارو را كار كردن اسان بود و او را رنج كمتر بود . . . بس دارو دو سه روز نيز حذر كند و طعام و شراب كمتر خورد كى اعضا و احشا او رنجه كشته بود تا اسايش يابد و ضررى نرسد . اكنون ان داروها كى معروف و مستعمل‌ترست ازيشان ذكرى بكنم اينجا مختصر : سقمونيا صفرا آرد مضرت معده و جكر را كند اصلاح او بانيسون و تخم كرفس و بادام و روغن بادام بود بهترين او انطاكى بود روشن بايد و سبك سنك اسان‌شكن شربتى دانك سنكى تا دو دانك سنك به مقدار حاجت و او را نيك بايد سودن به مقدار قوت خورنده . صبر صفرا و رطوبت ارد نيز مضرت او مقعد و اسافل كند اصلاح او محرور را بكثيرا بايد و مبرود را بمقل و انج در ياره به كار رود شربتى ازو نيم درم تا . . . مثقال و او را نيك ببايد سودن . فاما مصطكى و عود بلسان و حب بلسان و . . . اند همه بشايند نيز بهترين سقوطرى بود سرخ و روش . . . جون سرمه كردد و زرد بام كردد ( شود ) و بوى ارد . . . ( f . 509 ) بود بحسب حاجت و علت وى را اصلاح به كار نبود نيك ببايد سودن . شحم حنظل بلغم لزج آرد به قوت مضرت او امعا را سحج كند و تراشيدن و درشتى كند مقعد را اصلاح او بكثيرا بود و صمغ و ليكن كثيرا بهتر بود و سازكارتر ، شربتى ازو دانكى تا دو دانك سنك او را نيك ببايد سودن بهترين او بدوى بود عربى و بىدانه و بىبوست بايد . تربد بلغم ارد از معده و امعا ، نايزه بايد و سبيد مضرت او درشتى كند اصلاح او بروغن بادام بود شربتى از وى يك درمسنك تا دو بود جون سوده به كار برند و جون با داروها جوشانيده كنند سه درم تا جهار درمسنك بود بهترين او سبيد بود مجوف مصمغ اسان‌شكن بىليف و در اب اسان‌تر بود و مضرت او بسيار نبود . افتيمون سودا ارد و خشكى كند و تشنكى ارد اصلاح او بروغن بادام بود بهتر او سبز بود انك لون او لختى بسرخى . . . شربتى ازو يك درمسنك تا بنج درمسنك و بعضى مردمان ازو تا هفت درمسنك روا دارند نيك بايد سودن . اسطوخودوس هم سودا ارد او قريب افتيمون بود بطبع شربتى ازو يك درمسنك تا دو درمسنك . غاريقون جنين كويند اخلاط مختلف ارد اصلاح او بسكنكبين بود غايلت او بسيار نبود جون نر بود و ماده انست كى در ميان او جو . . . بود بعضى كويند بلغم ارد شربتى ازو نيم مثقال بود تا يك مثقال . بسبايه سودا ارد و بلغم جون با داروها بود اصلاح نبايدش نيك بايد سودن زرد بشكر به بود شربتى يك درمسنك تا دو بود جون سوده بود و جون . . . ش بنج درمسنك تا شش درمسنك ببايد . حب النيل بلغم ارد و اب زرد اصلاح او . . . شربتى ازو دو دانك سنك تا نيم درمسنك بود . مازريون . . . بود و تيز بود اصلاح او به سركه بود تر كند و باز . » ( f . 510 ) ( 4 ) - ب ه : و مازو